ایاصوفیه از مهم ترین جاذبه های گردشگری استانبول و همچنین از مهمترین بنا های برجای مانده از امپراتوری روم شرقی است. این کلیسا نمادی از هنر معماری دوره بیزانس بوده و شکوه و زیبایی آن سبب شده است تا طرح آن بعد از ساخت در بنا های بسیاری مورد استفاده قرار گیرد. بنای اولیه کلیسای ایاصوفیه در سال 360 میلادی نهاده شد ولی کلیسایی که هم اکنون وجود دارد در سال 532 یعنی در دوران امپراتوری ژوستینین یکم و توسط همسر وی یعنی تئودورا بنیاد شد. این کلیسا ابتدا به عنوان کلیسای ارتدکس یونانی ساخته شد ولی در یک بازه زمانی کوتاه تبدیل به کلیسای کاتولیک رومی شد ولی پس از آن باز به کلیسای ارتدکس یونانی بدل شد. نهایتا زمانی که کنستانتینوپل به دست ترک ها اشغال شد این کلیسا به مسجد تبدیل شد. با این حال ایاصوفیه با گذشت بیش از 1660 سال که از ساختش می گذرد همچنان نشانی از هویت، اصالت و فرهنگ کنستانتینوپل است و با صدایی رسا به اعلام هویت واقعی این شهر می پردازد. در سال های تسلط ترک ها بر این شهر، بنا های متعددی بر پایه و با الهام از ایاصوفیه ساخته شد به گونه ای که تمامی مساجد سلطنتی استانبول همچون مسجد سلطان سلیمان، مسجد سلطان احمد و... به صورت مستقیم از ایاصوفیه الگوبرداری کرده اند. ایاصوفیه نه تنها به معماری خارجی بلکه به معماری وزین داخلی نیز شهره بوده و نقاشی های موزائیکی زیبایی در آن وجود دارد. با این حال برای مدت ها این نقاشی های بسیار زیبا که از شاهکار های هنری جهان هستند توسط ترک ها با گچ پوشیده شدند تا آنها بتوانند در این مکان نماز بخوانند که خوشبختانه پس از نابودی عثمانی این گچ ها زدوده شدند و با وجود آسیب های وارد دوباره این نقاشی ها نمایان شدند. پس از نابودی عثمانی ایاصوفیه به موزه بدل شد اما در سال 2020 و در پی سراسیمگی رئیس جمهور ترکیه برای پیدا کردن هویتی تاریخی، ایاصوفیه باز هم به مسجد تبدیل شد و اکنون در این یادگار کهن امپراتوران بیزانس نماز خوانده می شود.

ایاصوفیه، کلیسای شهر کنستانتین بزرگ

کنستانتین یکم نامور به کنستانتین بزرگ در سال 306 میلادی به سلطنت رسید. اما او در امپراتوری تنها نبود و مدعیان و رقیبان سرسختی داشت. از این رو کار به جنگ داخلی کشید که در این جنگ به واسطه کاردانی و تبحر نظامی امپراتور، تمامی رقبا از میدان به در شدند و کنستانتین در سال 324 میلادی توانست بار دیگر امپراتوری از هم پاشیده روم را متحد کند. زمانی که کنستانتین به حکومت رسید امپراتوری روم در شرایط مناسبی نبود. مشکلات داخلی از یک سود و نبرد های متعدد با شاهنشاهی ایران از سوی دیگر باعث شده بود روم بسیار ضعیف شود. نخستین کار کنستانتین تغییر پایتخت امپراتوری بود. در آن زمان امپراتوری روم به دو قسمت تقسیم شده بود و دو پایتخت داشت که پایتخت بخش شرقی شهر نیکومدیا و پایتخت بخش غربی مدالینیوم بود. پس از یکی شدن این دو بخش توسط کنستانتین، او پایتخت جدیدی می خواست. یک شهر یونانی نشین به نام بیزانتیوم درست در میان آسیا و اروپا قرار گرفته بود و کنستانتین با پی بردن به موقعیت استراتژیک این شهر، آن را به پایتختی برگزید و به واسطه متحول نمودن آن، نام کنستانتینوپل یعنی شهر کنستانتین را بر آن نهاد.

امپراتوری روم همچنین در زمان کنستانتین و به فرمان او به مسیحیت گروید، از این رو ساخت کلیسا های بسیاری در کنستانتینوپل در دستور کار قرار گرفت. بنا به روایتی در دوران خود کنستانتین و بنا به روایات دیگری در دوران کنستانتیوس دوم بنای یک کلیسا در محلی که در گذشته معبدی باستانی از مذاهب روم یا یونان باستان بود آغاز گشت. این کلیسا در آن زمان در کنار یک کاخ سلطنتی قرار داشت و در واقع به عنوان کلیسای سلطنتی مورد استفاده قرار می گرفت که البته گویا مردم عادی نیز اجازه ورود به آن را داشتند. این کلیسا تا سالها از مهمترین کلیسا ها در تمام امپراتوری به شمار می رفت و محل گردهمایی مسیحیان در حضور امپراتور بوده است. در سال 404 میلادی شورشی در کنستانتینوپل به راه افتاد که دلیل آن تبعید سر اسقف کنستانتینوپل یعنی جان کریسوستر بود. در این زمان مردم خشمگین به کلیسای اصلی که در واقع همان بنای پیشین ایاصوفیه بود حمله کردند و کلیسا را به آتش کشیده و نابود کردند.

پس از تخریب کلیسای اول، امپراتور تئودئوس دوم دستور ساخت کلیسای جدیدی را صادر کرد که این کلیسا در 10 اکتبر 415 میلادی افتتاح شد. در سال 532 بار دیگر و به واسطه شورشی دیگر کنستانتینوپل دچار هرج و مرج گردید. در آن دوران دو گروه بزرگ در شهر زندگی می کردند که با نام گروه سبز و آبی شناخته می شدند و اختلافات بسیاری با هم داشتند که نهایتا به شورش انجامید. این شورش حتی از حمله یک دشمن خارجی مخرب تر بود به گونه ای که بخش های بسیاری از کنستانتینوپل سوخت و نابود شد. امپراتور روم شرقی تلاش کرد با زندانی کردن سرکرده های دو گروه شورش را بخواباند ولی هر دو گروه به زندان ها حمله کردند و با آزادی سرکرده های خود شورش را بیش از پیش گسترش دادند. در ابتدا شورش بین دو گروه بود ولی سپس با هم متحد شدند و ضد امپراتور برخواستند که نتیجه آن حمله به بنا های سلطنتی از جمله کلیسای ایاصوفیه بود. کلیسای ایاصوفیه در آن زمان دارای سقفی چوبی بود و از این رو با به آتش کشیده شدن، کلیسا کاملا ویران شد. در این زمان امپراتور ژوستینین به سرعت با شاهنشاه ایران، خسرو انوشیروان ساسانی، صلح کرد و قبول کرد به ایران خراج پرداخت کند، او اینگونه توانست نیرو های خود در مرز با ایران را به شهر فرا بخواند و شورش را سرکوب کند.

با سرکوب شدید و خونین شورش توسط ارتش روم، تجدید بنای کلیسا در دستور کار قرار گرفت. در این زمان اندک سنگ هایی از کلیسای پیشین برجای مانده بود که قرار شد در کلیسای جدید به کار گرفته شود. ژوستینین در طول حکومت خود هر چند در جنگ با شاهنشاهی ایران شکست خورده بود ولی توانست بخش های وسیعی در اروپا و شمال آفریقا را به امپراتوری خود ضمیمه کند. او اینک می خواست کلیسایی در خور شان و منزلت خود داشته باشد تا آیندگان نیز شکوه آن را به خاطر آوردند. اینگونه بود که یک فیزیکدان به نام ایسیدور اهل ملتوس و یک ریاضیدان به نام آنتمیوس ترالس را به خدمت گرفت تا بنای کلیسای جدید را بسازند. ژوستینین برای ساخت این کلیسا از هیچ هزینه ای فروگذار نکرد. او دستور داد بهترین مصالح ساختمانی را از سراسر امپراتوری گردآوری کنند و حتی برای تامین مصالح برخی معابد باستانی رومی و یونانی همچون معبد آرتمیس را تخریب کرد و مصالح آن از جمله سنگ های به کار رفته در ستون های آن را به کنستانتینوپل آورد. او دستور داد از مصر سنگ آذرین بیاورند، از تسالی یونان سنگ مرمر بیاورند، از تراکیا سنگ سیاه بیاورند و از سوریه نیز سنگ زرد بیاورند.

ژوستینین بیش از 10000 نفر را برای ساخت ایاصوفیه به خدمت گرفت که در تمام طول سال کار می کردند. این کلیسا از بزرگترین بنا های ساخته شده در آن دوران بود به گونه ای که از بنا هایی هم دوره آن تنها کاخ شاهنشاهی تیسفون مشهور به ایوان کسری از نظر ابعاد و عظمت با ایاصوفیه قابل مقایسه بود. در 27 دسامبر سال 537 میلادی این کلیسا توسط امپراتور ژوستینین و همچنین سر اسقف کنستانتینوپل یعنی اوتی چیوس در طی مراسمی بزرگ و باشکوه افتتاح شد. با این حال بخشی از تزئینات داخلی کلیسا هنوز باقی مانده بود که در سال های بعد و در زمان امپراتور ژوستین دوم تکمیل شد (البته خود امپراتور ژوستین دوم به واسطه شکست سنگین از ایران تقریبا دیوانه شده بود و از این رو همسرش کار های کشور و همچنین نظارت بر ساخت ایاصوفیه را بر عهده داشت). در سال های 553، 557 و 558 به واسطه زمین لرزه های پی در پی، کلیسا دچار خسارت های سنگینی شد که از جمله مهمترین خسارت ها، تخریب کامل گنبد کلیسا بود. پس از این تخریب ها برای گنبد از مواد سبک تری استفاده شد و ارتفاع گنبد نیز به 6.55 متر افزایش یافت. بازسازی کلیسا تا 4 سال به طول انجامید و نهایتا در 23 دسامبر و در نزدیکی کریسمس بار دیگر کلیسا بازگشایی شد.

در سال های بعد ایاصوفیه جایگاه خود را به عنوان کلیسای سلطنتی حفظ کرد. این کلیسا محل مهمترین مراسمات مذهبی بود و از طرفی برای مراسماتی همچون تاجگذاری امپراتوران، ازدواج های سلطنتی و... بدل شد. این کلیسا بیشترین آسیب های خود را پس از تسلط عثمانی دید ولی پیش از آن نیز آسیب هایی به آن وارد شد. از جمله آنها در 726 میلادی لئوی سوم دستور داد شمایل قدیسین و خدایان مسیحیت که به صورت موزائیک ها و همینطور نقاشی هایی در کلیسا انجام شده بود حذف شود. در این زمان بسیاری از این نگاره ها نابود شدند یا به جای دیگری منتقل شدند. در قرن نهم میلادی یعنی در سال 869 زمین لرزه بزرگی اتفاق افتاد که باعث تخریب یک نیمه گنبد در کلیسا شد که به سرعت و با دستور امپراتور باسلیوس یکم بازسازی شد. بیش از یک قرن بعد یعنی در سال 989 زمین لرزه دیگری رخ داد که این بار باعث فرو ریختن گنبد اصلی کلیسا شد. در این زمان امپراتور باسلییون دوم یک معمار ارمنی به نام ترادات را به خدمت گرفت تا گنبد را بازسازی کند. این بازسازی و دیگر ترمیم های کلیسا تا شش سال به طول انجامید و سپس کلیسا در 13 می 994 بازگشایی شد.

در قرن دوازدهم میلادی خاندان آنجلوس بر تخت امپراتوری روم شرقی تکیه زدند و فجایعی برای این امپراتوری رقم زدند که نهایتا به سقوط آن منجر شد. سقوط این خاندان با جنگ صلیبی چهارم همراه شد. در این دوران صلیبیون به جای اورشلیم، به روم شرقی حمله کردند. در طی نبرد های که به وقوع پیوست کنستانتینوپل سقوط کرد. در این زمان صلیبیون برای سه شبانه روز به قتل و غارت در شهر پرداختند. آنها بسیاری از کلیسا های شهر را غارت کردند که مهمترین آنها ایاصوفیه بود. صلیبیون با حمله به ایاصوفیه بسیاری از گنجینه های باستانی آن همچون سنگ قبر عیسی مسیح، کفن عیسی مسیح، نقاشی های هنری با ارزش و... را غارت کردند. سطح غارت کلیسا به اندازه ای بود که حتی پیکر بزرگان مسیحی که در آن مدفون بودند را نیز از خاک خارج کردند و با خود بردند. در این زمان یعنی سال 1204 میلادی ایاصوفیه از یک کلیسای ارتدکس یونانی به یک کلیسای کاتولیک رومی بدل شد. در این دوران ایاصوفیه دورانی تاریک را پشت سر گذاشت و خرابی های بسیاری به خود دید. نهایتا در سال 1261 میلادی بیزانس توانست کنستانتینوپل را باز پس گیرد و ایاصوفیه را دوباره به یک کلیسای یونانی بدل کند. در اکتبر 1344 و 19 می 1346 میلادی به واسطه زمین لرزه های متعدد ایاصوفیه دچار ترک ها و ریزش هایی شد که به فرمان امپراتور وقت دو معمار با نام های استراس و پیرالتا به بازسازی آن گمارده شدند.

ایاصوفیه، مسجد شهر اسلام

در سال 1453 میلادی بود که امپراتوری روم شرقی که دیگر عملا چیزی از آن باقی نمانده بود و تمام سرزمین های تحت فرمانش شامل شهر کنستانتینوپل و چند روستای اطرافش می شد توسط ترک های عثمانی اشغال شد. در این زمان بسیار از دانشمندان و فرهیختگان شهر از آن فرار کردند و بسیاری از کتاب های ارزشمندی که قرن ها در کتابخانه های کنستانتینوپل بود را با خود به غرب اروپا بردند. این دانشمندان و کتابها نهایتا کمک بزرگی به آنچه روشنگری عصر رنسانس می خوانند کردند. ترک ها با ورود به کنستانتینوپل ابتدا نام شهر را تغییر دادند. این شهر در زبان ترک ها و عرب ها با نام قسطنطنیه شناخته می شد که به معنای شهر قنسطانطین (همان کنستانتین) است. آنها نام شهر را به اسلامبول یعنی شهر اسلام تغییر دادند. این نام بعدا به استامبول و سپس استانبول تغییر کرد. کار دیگر ترک ها تبدیل کلیسای ایاصوفیه به مسجد بود. سه روز بعد از سقوط شهر در ایاصوفیه و به امامت آق شمس الدین نماز جمعه برگزار شد و خطبه تاجگذاری محمد دوم خوانده شد.

در این زمان سلطان محمد ایاصوفیه را برای خودش برداشت به گونه ای که ایاصوفیه به ملک شخصی او بدل شد و بعد از او به فرزندانش به ارث رسید. از این رو حتی تاکنون نیز بازماندگان عثمانی کلیسای ارتدکس یونانی ساخته شده توسط امپراتور ژوستینین را ارث پدری می خوانند! شگفت اینکه سلطان محمد آنقدر باورش شده بود ایاصوفیه ملک شخصی خودش است که آن را با نام "الجامع الکبیر العتیق" وقف کرد. ترک ها برای اینکه بتوانند در این کلیسا نماز بخوانند تصاویر بسیار با ارزش آن را که از مهمترین گنجینه های هنری دوران باستان و قرون وسطی بودند با گچ پوشاندند که باعث آسیب به آنها شد. با این حال دیگر بخش های ایاصوفیه نه تنها تخریب نشد بلکه برای مرمت و بازسازی آنها تلاش شد که نتیجه آن پاکسازی ها و ترمیم بخش های مختلف ایاصوفیه بود. در این دوران به فرمان سلطان محمد یک مناره جدید برای ایاصوفیه ساخته شد.

در سال های بعد سلطان بایزید دوم دستور داد مناره ای که توسط پدرش، سلطان محمد، ساخته شده بود تخریب شود و یک مناره جدید به جای آن ساخته شود. در سال های قرن شانزدهم که سلطان سلیمان به غارتگری در شرق اروپا مشغول بود برخی از اشیائی که در این غارت ها بدست آورده بود از جمله دو شمعدان بزرگی که از مجارستان به یغما رفته بود را در ایاصوفیه قرار داد. این دو شمعدان در دو سوی محراب اصلی قرار داده شده بودند و نور آن بخش را تامین می کردند. به واسطه زمین لرزه های پی در پی، سلیم دوم به معمار سنان دستور داد بنای ایاصوفیه را به گونه ای ترمیم کند که ضد زلزله باشد. سنان آغا نیز با ساخت بنا هایی در اطراف ایاصوفیه به استحکام بنا کمک کرد. او همچنین دو مناره در بخش غربی ساختمان ساخت. سنان همچنین یک مقبره برای بنا در نظر گرفت که ابتدا سلیم دوم و سپس مراد سوم و سپس محمد سوم در آن به خاک سپرده شدند.

در سال های بعد مرمت ها و توسعه ایاصوفیه به عنوان یکی از مهمترین مساجد عثمانی ادامه داشت. در این دوران بخش های متعددی به ایاصوفیه اضافه شد که هم بخش داخلی بنا و هم بخش خارجی آن را شامل می شدند. از جمله بخش ها و اشیائی که به این بنا اضافه شد می توان به گلدان های مرمری سفید نیز از شهر باستانی پرگامون در غرب ترکیه امروزی به این مکان آورده شد. از دیگر بخش های اضافه شده به بنا می توان به منبر مرمرین آن اشاره کرد که برای خطبه خوانی ساخته شده بود. همچنین بخش هایی به طور ویژه برای سلاطین ساخته شدند که از جمله آنها می توان به جایگاه اختصاصی سلطان، تخت سلطنتی برای نشستن سلطان و... اشاره کرد که باعث شدند این مسجد بیش از پیش به یک مسجد سلطنتی تبدیل شود. سلاطین عثمانی هر جمعه برای برپایی نماز جمعه به ایاصوفیه می رفتند و در مراسم نماز جمعه شرکت می کردند. مراسم نماز جمعه همچنین محلی برای دیدار مردم با سلطان بود و سلطان با عبور از میان جمعیت به احساسات مردم جواب می داد.

در سال 1739 قرن هجدهم سلطان محمود اول برنامه ای برای بازسازی گسترده ایاصوفیه ترتیب داد. او علاوه بر اینکه دستور داد خود بنا بازسازی شود، بخش هایی نیز به آن افزود که از جمله آنها می توان به مدرسه، کتابخانه، آشپزخانه، حوض خانه برای وضو، یک راهرو بزرگ و یک محراب جدید اشاره کرد. در قرن نوزدهم عبدالمجید یکم دستور بازسازی مجدد ایاصوفیه را صادر کرد. این بازسازی ها توسط دو معمار سوئیسی به نام فوزاتی گاسپر و جوسپه گاسپر و بین سال های 1847 و 1849 انجام شد. این دو برادر معمار ابتدا بنای اصلی را مستحکم تر کردند به گونه ای که بر استحکام بخش های آسیب پذیر همچون گنبد افزودند. از جمله این کار ها استفاده از سنگ های عظیم گرانیتی بود که از مصر آوردند که چهار ستون با آنها ساخته شد و دیر زیر گنبد قرار گرفت تا وزن گنبد بهتر پخش شود و از طرفی استحکام آن در برابر زمین لرزه افزایش یابد.

آنها همچنین تغییراتی در تزئینات داخلی ایجاد کردند و آن را به گونه باشکوه تر و زیباتری آراستند. از جمله بخش هایی که به تزئینات داخلی بنا افزوده شدند، تابلو هایی حاوی نام بزرگان اسلامی همچون نام پیامبر اسلام، خلفا، اهل بیت پیامبر و... می شد. دیگر تغییرات ایجاد شده به تعویض لوستر ها مربوط می شود که لوستر های قدیمی را با نمونه های جدید بهتر جایگزین کردند. در این بازسازی ها بخش هایی به ایاصوفیه افزوده شد که از جمله آنها می توان به جایگاه ویژه برای سلطان اشاره کرد که کاخ توپ کاپی را به ایاصوفیه متصل می کرد و به بخشی در داخل بنا می رسید که محل جلوس سلطان بوده است. همچنین بخش هایی به اطراف بنا افزوده شد که مهمترین آنها ساخت یک مدرسه جدید و همچنین بخشی برای خادمان و بانیان مسجد بوده است. در این زمان مناره ها نیز از نظر ارتفاع و ظاهر تقریبا یکسان شدند تا نمایی زیبا تر به بنا بدهند.

ایاصوفیه پس از نابودی عثمانی

تقریبا از اواسط قرن شانزدهم عثمانی رو به زوال نهاد و تنها دلیلی که اروپاییان آن را تا قرن بیستم نابود نکردند به موضوع حکومت بر استانبول مربوط می شد. استانبول شهری با موقعیت استراتژیک بود و قدرت های اروپایی همچون بریتانیا، فرانسه، اتریش و روسیه هیچ یک نمی توانستند حکومت دیگری بر آن را تحمل کنند. اما نهایتا جنگ جهانی اول فرصت خوبی برای نابودی عثمانی ایجاد کرد و امپراتوری بریتانیا نیز در 1923 آن را از صحنه روزگار محو کرد. در سالهای بعد جنگ های داخلی بسیاری به وقوع پیوست که نهایتا باعث شد همین بخشی که امروز با نام ترکیه شناخته می شود برای ترک ها باقی بماند. پس از نابودی عثمانی و تاسیس جمهوری ترکیه، مصطفی کمال آتاترک تلاش زیادی برای سکولاریزه کرده کشور کرد که از جمله آنها زدودن نماد های عثمانی بود. در این راستا ایاصوفیه نیز سکولاریزه شد و تبدیل به موزه گشت. در این زمان گچ هایی که روی موزاییک های زیبای کلیسا را پوشانده بودند به زحمت و با کار تخصصی متخصصان باستان شناسی زدوده گشت تا پس از قرن ها این موزاییک ها نمایان شوند. این کار 4 سال به طول انجامید و در یکم فوریه 1935 به اتمام رسید.

کف ایاصوفیه نیز که قرن ها با فرش های ضخیم پوشانده شده بود از فرش ها زدوده گشت تا بار دیگر کف مرمرین آن نیز نمایان شود. با این تغییرات کلیسای کهن بیزانسی بار دیگر جان گرفت و تبدیل به یکی از مهمترین جاذبه های گردشگری استانبول تبدیل شد. اما داستان ایاصوفیه همچنان ادامه داشت. در سال 2020 رجب طیب اردوغان با دور شدن از آموزه های آتاترک اقدام به امضای دستور تبدیل موزه ایاصوفیه به مسجد کرد و بعد از سالها در این بنای کهن صدای قرآن و نماز شنیده شد. هدف اردوغان از تبدیل موزه به مسجد، چسباندن خود به عثمانی بوده است چنانکه تلاش های متعددی و اغلب بی حاصلی برای قدرتمند تر کردن ترکیه کرده است تا بتواند شبیه عثمانی شود که گویا تنها تلاش او که نتیجه داده است همین تبدیل ایاصوفیه به مسجد است.

سبک معماری

معماری بیزانسی نمود های بسیاری در اقصی نقاط جهان دارد که از روسیه تا خاورمیانه را شامل می شود. اما اگر قرار باشد یک نمونه اعلا برای این سبک معماری عنوان شود بدون شک کلیسای ایا صوفیه است. معماری بیزانسی در این بنا چنان نمود باشکوهی دارد که بعد ها به عنوان یک الگو مورد استفاده قرار گرفت. در واقع پس از اشغال شهر کنستانتینوپل بدست عثمانی، ساخت مساجد سلطنتی در این شهر شروع شد که همگی بدون استثنا از معماری بیزانسی و نمود بارز آن ایاصوفیه الهام گرفته شده اند. این کلیسا در زمان خود بزرگترین کلیسای جهان به شمار می رفت که تا 1000 سال و پیش از ساخته شدن کلیسای جامع سویل در اسپانیا این لقب را به همراه داشت. با وجود مرمت ها و آسیب هایی که تعمیرات پی در پی و همچنین بلایایی همچون زمین لرزه بر آو وارد ساخته است، این کلیسا همچنان توانسته تا اندازه زیادی سبک اصلی خود را حفظ کند. در ادامه به بررسی هر کدام از بخش های این کلیسای باشکوه می پردازیم.

گنبد

اصلی ترین بخش ایاصوفیه که در نگاه اول توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کند گنبد بزرگ و باشکوه آن است. گنبد اصلی کلیسا در طول سالهای دراز بار ها و بارها بر اثر زمین لرزه تخریب شده است و سپس دوباره ساخته شده است. این گنبد همواره از نظر طراحی و تزئینات خود به عنوان یک الگو و شاخص برای بنا های بعدی عمل کرده است و همواره از هنر به کار رفته در آن تجلیل شده است. نخستین موضوعی که در بررسی گنبد این بنا به چشم می خورد ابعاد آن است. این گنبد در بالاترین بخش خود تا 56 متر از سطح زمین فاصله دارد و قطر آن به 33 متر می رسد. همچنین عمق گنبد یعنی از سقف کلیسا تا بالاترین بخش آن 18 متر است. اصولا ساخت چنین گنبد بزرگی در قرن ششم میلادی به خودی خود یک شاهکار است و اگر یک گنبد معمولی و بدون تزئینات بود نیز از عظمت آن چیزی کم نمی شد. روش ساخت گنبد اصلی کلیسا به سبک طاسچه ای بوده است. در این روش برای ساخت گنبدی بزرگ ابتدا گنبد هایی کوچک ساخته می شود و گنبد بزرگتر بر روی آن ها قرار می گیرد. از این رو وزن گنبد بزرگتر به صورت کامل به روی دیوار ها نمی افتد و استحکام بنا بالاتر می رود. ایاصوفیه دارای چهار طاسچه است.

طاسچه ها نه تنها به استحکام بنا کمک کرده اند بلکه باعث زیباتر شدن بخش داخلی بنا نیز شده اند. اصلی ترین بخش های این گنبد توسط ایسدوروس اهل ملطوس طراحی شده است. گنبدی که پیشتر وجود داشت ارتفاع کمی داشت و از طرفی به واسطه استفاده بیش از حد از آهک، مقاومت کلی دیوار ها کمتر شده بود ولی نهایتا به واسطه کاهش آنها و همچنین افزایش 5.6 متری ارتفاع گنبد، فشار بر روی دیوار ها کاهش یافت و استحکام بنا به خوبی افزایش یافت. در هنگام ساخت گنبد هر چقدر ارتفاع آن افزایش یابد فشار مستقیمی که بر دیواره های اطراف آن وارد می شود کاهش می یابد. در واقع استفاطه از طاسچه ها یکی از محدود راه هایی است که بتوان گنبدی با این ابعاد را بر روی ساختمانی که شکل کلی آن مربع یا مستطیل است ساخت.

گنبد اصلی ایاصوفیه بر روی ایوان هایی قرار گرفته که به صورت پنجره در زیر آن ایجاد شده اند و تعداد آنها به 40 ایوان یا پنجره می رسد. این ایوان های پنجره ای سه مزیت برای بنای کلیسا ایجاد کردند. نخست اینکه باعث بهبود استحکام گنبد می شوند و اصولا استفاده از طاق همواره می تواند راهکار مناسبی برای پخش وزن سازه های سنگین باشد (مانند آنچه در کولوسئوم مشاهده می شود). مزیت دوم اینکه نور کافی برای داخل کلیسا تامین می شد. از این رو نیازی نبود همواره شمع و مشعل در آن روشن باشد و اینگونه در هزینه های نگهداری و استفاده از آن صرفه جویی می شد. سومین مزیت به زیبایی آن مربوط می شود. زمانی که بیننده در زیر گنبد باایستد و به بالا نگاه کند تابش نور ها از این پنجره ها به گونه ای جلوه می کند که گویی گنبد بر روی هوا معلق مانده است. این زیبایی همچنین در بخش بیرونی بنا خودنمایی کرده و جلوه کلی ایاصوفیه را زیباتر کرده است.

بخش داخلی گنبد نیز زیبایی فوق العاده ای دارد. بخش داخلی گنبد نسبت به مدل اصیل آن تغییراتی داشته است و در زمان عثمانی تزئینات آن متحول گشت. از جمله تزئینات داخلی گنبد می توان به حلقه داخلی اشاره کرد که گرداگرد حلقه ای با تزئیناتی همچون نور خورشید را فراگرفته و در آن آیاتی از قرار نوشته شده است. در زیر این دایره می توان تزئینات دیگری را مشاهده که به صورت بست و ستونی هایی به دایره های اصلی گنبد می رسدند. وقتی به پایین تر نگاه کنیم به طاق ها و طاسچه هایی می رسیم که آنها نیز به زیبایی نگارگری شده اند. در میان برخی طاق ها هنوز هم می توان شمایل های مسیحیت را مشاهده کرد که از دوران بیزانس باقی مانده اند. طاسچه های نگهدارنده گنبد در زیر خود ستون هایی با سرستون های تزئین شده بسیار زیبا دارند و خود نیز دارای پنجره های زیبایی هستند.

مناره ها

ایاصوفیه در زمان ساخت خود مناره نداشت. در واقع در معماری بیزانس از مناره استفاده نمی شده است ولی پس از سلطه عثمانی بر این کلیسا و تبدیل آن به مسجد، یک مناره نیز برای آن ساخته شد. مناره اولیه چوبی بود و در زمان سلطان محمد ساخته شد ولی بعدا در دوران بایزید دوم این مناره تخریب شد و به جای آن مناره دیگری با مصالح مستحکم تر ساخته شد. در مجموع ایاصوفیه دارای چهار مناره است. از این مناره ها یکی در زمان بایزید دوم، دو مناره در زمان سلیم دوم و یک مناره در قرن نوزدهم ساخته شده است. در این بین سه مناره با سنگ مرمر ساخته شدند و یکی از آنها که در دوران بایزد دوم ساخته شد در آن از آجر های قرمز استفاده شده است. مناره این مسجد در ابتدا ارتفاع های متفاوتی داشتند اما بعدا برای زیباتر شدن، هر چهار مناره را هم ارتفاع کردند.

معماری داخلی

اولین بخش ایاصوفیه که با آن مواجه خواهید شد درب های آن هستند. ایاصوفیه با مجموع درب های اصلی و فرعی دارای 9 درب است. از این میان سه در هستند که بیش از سایر در ها حائز اهمیت و توجه هستند. نخستین درب، با نام درب همایون یا درب سلطنتی شناخته می شود. درب همایون بزرگترین در ایاصوفیه است که هفت متر ارتفاع دارد. درب همایون که در قرن نهم میلادی ساخته شده، از جنس چوب بلوط است که در چارچوبی برنزی قرار گرفته است. تمام این درب عظیم با یک قاب مرمرین بسیار زیبا احاطه گشته است. در دوران بیزانس این درب محل ورود امپراتور به داخل کلیسا بوده است و سپس در دوران عثمانی نیز به محل ورود سلطان به مسجد تبدیل شد. به جز درب همایون دو درب اصلی دیگر نیز وجود دارد. یک درب با نام در زیبا شناخته می شود که از قدیمی ترین بخش های ایاصوفیه است که سالهای دراز پیش از آن ساخته شده است. در زیبا در واقع درب یک معبد رومی در طرسوس بوده است که در قرن دوم میلادی ساخته شده است و برای ساخت ایاصوفیه به کنستانتینوپل آورده شد. دیگر درب مهم ایاصوفیه با نام درب مرمرین شناخته می شود که همانطور که از نامش پیداست در ساخت آن از مرمر بسیاری استفاده شده است. این درب به در بهشت و جهنم نیز شناخته می شود.

ما معمولا معماری گوتیک را معماری نور می دانیم ولی زمانی که بیشتر به معماری بیزانسی دقت کنیم متوجه می شویم این معماری نیز از نظر نور پردازی آنقدر خوب کار کرده که شاید بتوان آن را با معماری گوتیک مقایسه کرد. زمانی که شخصی وارد ایاصوفیه می شود در اقیانوسی از نور غوطه ور خواهد شد. در معماری این کلیسا به نورپردازی توجه ویژه ای شده است و می توانیم در جای جای بنا شاهد پنجره هایی بزرگ باشیم که نور کافی را تامین می کنند. معماران ایاصوفیه آن را به گونه ای طراحی نموده که در تمام طول سال نور کافی داشته باشد. از این رو در هر چهار فصل سال نور مناسبی به درون کلیسا می تابد. مهندسان سازنده این بنا لوستر هایی عظیمی نیز برای آن تعبیه کرده اند. این لوستر ها با طناب های بلند از سقف آویزان هستند تا نور را به خوبی به نزدیکی زمین برسانند.

ایاصوفیه در مجموع 104 ستون دارد. این ستون ها در جای جای بنا گسترده شده اند و به خصوص وظیفه افزایش استحکام گنبد ها و طاسچه ها را بر عهده دارند. این ستون ها به سبک و سیاق خاصی ساخته شده اند که می توان آن ها را نزدیک به شیوه کورینتی دانست اما دقیقا آن شیوه به کار گرفته نشده و می توان گفت ترکیبی از معماری بیزانسی و ایرانی در ساخت این ستون ها به کار رفته است. ستون های تالار اصلی کلیسا به شکل ایوان در آمده اند و در بالای آنها قوس هایی ایجاد شده که نه تنها بر استحکام بنا بیفزاید بلکه باعث زیباتر شدن کلیسا نیز بشود. در میان هر یک از این قوس ها می توان طرح و نقش های بسیاری را مشاهده کرد که به صورت گچبری ایجاد شده اند و زیبایی خاصی به تالار اصلی داده اند.

با ورود به ایاصوفیه در زیر یکی از طاسچه ها و در زیر لوحی که نام پیامبر اسلام و عمر را بر خود دارند یک اتاقک وجود دارد که به شکوه و زیبایی تمام آراسته شده است. این اتاقک که به لژ سلطان یا اتاق سلطان مشهور است در دوران عثمانی به ایاصوفیه اضافه شد و هدف از ساخت آن محلی برای نماز خواندن سلطان بوده است به گونه ای که در نماز ها سلطان درون این اتاقک به امام جماعت اقتدا کرده و نماز می خوانده است. اتاق سلطان بسیار زیبا و پر نقش و نگار است. این اتاق پنج ستون مرمرین دارد و در بین این ستون ها حصار های طلا قرار گرفته است. در نزدیکی منبر مسجد می توان یک ماذنه را مشاهده کرد که یکی از چهار ماذنه آن بوده و از سنگ مرمر ساخته شده است. ماذنه محلی بوده که موذن ها در آن قرار می گرفتند و اذان می گفتند. در ساخت این ماذنه از طلا و مرمر استفاده شده و دیواره آن به صورت ایوان های متعدد و بدون دیوار یکپارچه ساخته شده است.

ایاصوفیه دارای دو محراب است که محراب جنوب شرقی آن از اهمیت و زیبایی خاصی برخوردار است. این محراب در دوران عثمانی ساخته شده است و در ساخت آن از سنگ هایی زیبا با تزئینات اسلیمی استفاده شده است. محراب به صورت یک ایوان کوچک ساخته شده است و دو سمت آن با دیواره هایی که با پس زمینه طلایی و طرح اسلیمی تزئین شده اند احاطه گشته است. همچنین بر روی این محراب آیات و عباراتی به صورت خوشنویسی نوشته شده است.  در دو سوی این محراب می توان شمعدان های بسیار بزرگی را مشاهده کرد که سلطان سلیمان اول از مجارستان آورده است. منبر ایاصوفیه از دیگر بخش های اسلامی آن است. منبر در سمت راست محراب قرار گرفته است و از تزئینات بسیار زیبایی برخوردار است. بر بالای منبر می توان سقفی کوچک مشاهده کرد که در بالای آن هلال ماه قرار گرفته است. در ابتدای منبر یک دروازه نمادین نیز قرار گرفته است که به صورت ایوانی با تزئینات اسلیمی طلایی بر بالای آن است.

در میانه ایاصوفیه یک بخش وجود دارد که با نوار هایی از سایر تالار جدا شده است. این بخش که شامل دایره ای بزرگ است که با دایره های کوچک احاطه شده، امفالیون نام دارد. امفالیون محل تاجگذاری امپراتوران بیزانس بوده است و احتمالا در اینجا بوده است که امپراتور زانو می زده است تا اسقف تاج بر سر او بگذارد. بیزانس حکومتی دینی بر پایه کلیسای ارتدوکس یونانی بوده و لذا امپراتور قدرت خود را از کلیسا می گرفت. از این روست که همواره رهبران کلیسا نقش مهمی در هدایت و جهت دهی به سیاست های داخلی و خارجی امپراتوری داشتند که نهایتا باعث از بین رفتن آن امپراتوری گشت. از دیگر بخش های ایاصوفیه می توان به ستون آرزو اشاره کرد . این ستون به سوراخ پایین خود معروف است. این سوراخ دارای رطوبت است و مردم ترکیه فکر می کنند اگر انگشت شستشان را داخل این سوراخ کنند آرزویشان برآورده خواهد شد.

بنا های اطراف ایاصوفیه

ایاصوفیه بنا های بسیار در اطراف خود دارد که هر یک به دلیل خاصی احداث شده اند. یکی از مهمترین این بخش ها مقبره سلاطین عثمانی است. این بنا توسط معمار سنان برای سلیم دوم ساخته شد. بعد از او مراد سوم، محمد سوم و مصطفی اول نیز در آن به خاک سپرده شدند. این بنا با دیواره های قرمز خود شناخته می شود و بخش از آن نیز با سنگ تزئین شده است. دیگر بخش بیرونی بنا، آبخوری آن است که در قرن شانزدهم احداث گشت. این آبخوری با سنگ مرمر و طلا تزئین شده است و از سایبانی زیبا نیز برخوردار است. این آبخوری دارای شانزده شیر آب است. در قرن های 17 و 18 میلادی نیز دو آبخوری دیگر در کنار ایاصوفیه احداث گشتند. بخش مهم دیگر نوانخانه است که در سال 1743 و به دستور محمود اول احداث گشت. این بخش برای نگهدار و غذا دادن به فقرای استانبول ساخته شده بود

جدیدترین ها

جدیدترین ها

قدیمی ترین ها

بیشتربن محبوبیت

کم ترین محبوبیت

جدیدترین ها

جدیدترین ها

قدیمی ترین ها

بیشتربن محبوبیت

کم ترین محبوبیت

برسی امکانات

دسته بندی ها

مذهبی

مسجد

کلیسا

" "

<" ">

. . .
<" ">

نسخه آزمایشی