طاق کسری که با نام هایی همچون ایوان کسری، ایوان مداین، کاخ تیسفون و ایوان خسرو نیز شناخته می شود، مهمترین یادگار بر جای مانده از دوره شاهنشاهی ایران ساسانی است که هم اکنون در عراق قرار دارد که روزگاری جزئی از ایران بوده است. طاق کسری که امروزه باقی مانده در حقیقت بخش کوچکی از بنایی است که روزگاری بسیار بزرگتر از بنای کنونی بوده است و وسعت آن به 365 متر در 275 متر می رسیده است که یعنی یازده (11) زمین فوتبال در آن جا می شده است. این نکته از آنجا حائز اهمیت است که بسیاری پژوهندگان تاریخ ایران باستان تصور می کنند بنایی که اکنون وجود دارد بنای کاملی است در حالی که اگر دیواره سمت چپ بنا نیز وجود داشت این بنا تفاوت عمده ای با بنای اصلی دارد. در واقع باقی مانده های ایوان کسری تنها یکی از اضلاع بنا است و خود بنا نیست. اینچنین است که حتی در بازسازی های کامپیوتری نیز بنای اصلی بازسازی نمی شود و تنها به بازسازی همین ضلع باقی مانده اکتفا می گردد. اگر می خواهید با طاق کسری به عنوان یکی از جواهرات معماری ایران باستان و یادگاری از شکوه شاهنشاهی ایران ساسانی بیشتر آشنا شوید تا انتها با بگردم همراه باشید.

نام بنا

طاق کسری یک نام ایرانی نیست. این واژه از دو بخش طاق و کسری تشکیل شده است. از این رو این بنا را طاق کسری می دانند که ایوانی بزرگ در میانه آن قرار دارد و ایوان به زبان عرب ها می شود طاق. همچنین کسری به نام خسرو انوشیروان، شاهنشاه ایران، اشاره دارد که خسرو به عربی به صورت کِسری تلفظ می شود. از دیگر نام هایی که برای این کاخ استفاده می شود، ایوان مداین است. ایوان که مشخص است ولی مداین یا مدائن جمع کلمه مدینه در عربی است. مداین اشاره به تیسپون یا همان تیسفون دارد. تیسفون در واقع یک کلان شهر بود که شامل پنج شهر در کنار هم می شد و از این رو عرب ها نام مدائن به معنای "شهر ها" را به آن دادند. با این حال نام ایوان مداین که منظور همان کاخ تیسفون است می تواند به کاخ های دیگری در این شهر اشاره داشته باشد که اصلی ترین آنها کاخ سفید تیسفون (کوشک اسپید) است که قدمت بیشتری نسبت به ایوان کسری دارد و پیشتر محل زندگی و حکومت شاهنشاهان ساسانی بوده است و در دوران شاپور بزرگ یکم ساخته شد.

سازنده طاق کسری کیست؟

اینکه دقیقا کدام یک از شاهنشاهان ساسانی دستور ساخت این کاخ را داد بر ما پوشیده است اما آنچه مشهور است این است که شاهنشاه خسرو انوشیروان ساسانی فرمان بنای این کاخ را داده است. با این حال روایاتی نیز وجود دارد که بنای کاخ را به دومین شاهنشاه ساسانی یعنی شاپور بزرگ یکم نسبت می دهند. همچنین روایاتی وجود دارد که بنای طاق کسری را به شاهنشاه شاپور بزرگ دوم مربوط می دانند. زمانی که این روایات را در کنار هم قرار دهیم می توان نتیجه گرفت که شاید در این مکان در گذشته کاخی کوچکتر توسط شاهنشاهان پیشین بنا شده بوده و سپس توسط خسرو انوشیروان به شکل کنونی در آمده باشد. حدس دیگر این است که این کاخ در زمان شاهنشاهان متعددی ساخته شده است و از آنجا که ساخت و ساز در دوره باستان زمان زیادی طلب می کرده این طبیعی است که ساخت بنایی به چنین بزرگی در دوران یه شاهنشاه به اتمام نرسیده باشد. همچنین برخی پژوهشگران بر این عقیده اند که در دوران شاهنشاهی ایران اشکانی نیز در این محل کاخی قرار داشته که سپس در دوران ساسانیان تخریب شده و به جایش این کاخ بنا شده است.

آشنایی با ایوان خسرو

ایوان کسری بخشی از محوطه سلطنتی مرکزی تیسفون است. این بنا در واقع یکی از بخش های کاخی بوده است که هم اکنون تنها بقایای اندکی از آن باقی مانده است که از جمله آنها می توان به تپه طلا (تل الذهب) اشاره کرد که خزانه کاخ بوده است و اکنون ویران شده است. دلیل ساخت طاق کسری را می توان در شکوه شاهنشاهی ایران ساسانی جستجو کرد. در واقع زمانی که به بنای کاخ نگاه می کنیم در می یابیم که این بنا بیش از هر چیز برای نمایاندن قدرت امپراتوری ایران ساخته شده بود تا هر آینه سفیران و شاهان دیگر کشور ها که به ایران سفر می کردند را حیران کند. عظمت بنا در دوران اوج خود به گونه ای بوده است که رومیان می گفتند هیچ بنایی در سراسر امپراتوری روم قابل مقایسه با عظمت ایوان تیسپون نیست. در واقع هر مهمانی که کاخ را می دید مسحور زیبایی و عظمت آن می شد. ساخت چنین بنا هایی در دوران باستان هزینه بسیار بالا، نیروی کار فراوان، توانایی مهندسی فوق العاده و... نیاز داشته است. بنابراین ساخت بنایی با شکوه و عظمت کاخ کسری تنها توسط یک فرمانروای بسیار قدرتمند و ثروتمند که بر ملتی پیشرفته از نظر علم و هنر حکومت می کرده ممکن بوده است.

ایوان کسری در طول قرن ها به یک نماد از ایران باستان تبدیل شده است و در اشعار و ضرب المثل ها بسیار به آن پرداخته می شود که بسیاری از آنها جنبه تمثیلی دارند و صرفا داستان هستند. از جمله مهمترین اشعاری که در ادب پارسی و در وصف طاق کسری سروده شده، قصیده خاقانی شروانی است که در وصف این کاخ سروده است. همچنین از داستان ها و مثل هایی که در مورد این کاخ بیان شده می توان به مواردی همچون متصل بودن زنجیری برای دادخواهی، کج بودن دیوار کاخ برای خراب نکردن خانه کسی حاضر نبود خانه اش را بفروشد و... اشاره کرد. طاق کسری به واسطه شهرتش که به عنوان نماد شاهنشاهی ایران محسوب می شد در بین دیگر مردم نیز مشهور است.

از جمله مواردی که در مورد این کاخ گفته می شود را می توان در نوشته های اسلامی یافت. بنابر باور برخی مسلمانان، طاق کسری در هنگام تولد پیامبر اسلام ترک برداشته است. این در حالی است که نخستین اشارات به این موضوع حداقل دو قرن بعد از درگذشت پیامبر اسلام و بیش از یک قرن از سقوط ساسانیان صورت گرفته و هیچ متنی از قرون ششم و هفتم میلادی در مورد این موضوع وجود ندارد. نکته دیگر اینکه جای ترکی که به قرن ششم برگردد نیز بر دیوار یا طاق وجود ندارد که اگر وجود داشت به راحتی و با وسایل مدرن امکان شناسایی محل ترک و سپس ترمیم آن وجود داشت. (ترک هایی که اکنون بر دیوار وجود دارد در همین چند سال اخیر و به سبب ناکارآمدی دولت عراق در نگهداری بنا و مرمت غیر اصولی پدید آمده است).

بنابراین می توان نتیجه گرفت به احتمال زیادی این روایات جعلی و ساختگی باشند. اصولا عرب های صدر اسلام روایات و داستان های زیادی در مورد ساسانیان از پیامبر اسلام جعل کردند که یکی دوتا نیست. برای مثال اینکه نقل می شود پیامبر اسلام گفته است در دوران شاه عادل (منظور خسرو انوشیروان) متولد شده است. هر چند پیامبر اسلام در دوران شاهنشاهی خسرو انوشیروان متولد شده است اما طبق نظر دانشمندان اسلامی این روایات جعلی است.)

کاخی در دل ایرانشهر

از ابتدای پیروزی ساسانیان بر اشکانیان و تشکیل شاهنشاهی ایران ساسانی، اردشیر پاپکان تیسفون که در گذشته پایتخت شاهنشاهی ایران اشکانی بود را همچنان به عنوان پایتخت حفظ کرد. ما دقیقا نمیدانیم شاهنشاه اردشیر پاپکان کاخی در تیسفون ساخت یا خیر ولی پس از وی، شاپور بزرگ یکم به تخت نشست. شاهنشاه شاپور کاخی به نام "کوشک اسپید" که به معنای کوشک سفید یا همان کاخ سفید است را در تیسفون بنا نهاد. دلیل نامیدن بنا به کوشک اسپید، پوشیدن بنا با سنگ های مرمر سفید رنگ بوده است. این کاخ در قرن چهارم دچار خساراتی شد که دلیل آن بر ما پوشیده است ولی ممکن است آتشسوزی موجب این خسارات شده باشد. با این حال تا قرن ششم میلادی شاهنشاهان ساسانی همچنان در کوشک اسپید زندگی می کردند که در آن زمان باشکوه ترین کاخ جهان بود. اما در دوران شاهنشاهی خسرو انوشیروان که ایران بیش از پیش ثروتمند و قدرتمند شد، نیاز به کاخی حتی باشکوه تر از کوشک سپید وجود داشت. (در دوران ساسانی، منطقه میان رودان یعنی عراق امروزی را "دل ایرانشهر" می خواندند که البته با نام میشان نیز مشهور بود)

اینکه معمار طاق کسری چه کسی بوده است نامشخص است و نام هایی که در اشعار و داستان ها نقل می شوند افسانه ای هستند. با این حال مشخصا معمار چیره دستی این کاخ عظیم را چنان خوب ساخته که بدون هیچ مرمت درست و حسابی و بدون هیچ نگهداری بیش از 1500 سال دوام آورده است. سبک ساخت این بنا را شیوه پارتی می دانند که در دوره شاهنشاهی ایران اشکانی توسعه یافته است. با این حال بنا تفاوت هایی با المان های معماری پارتی دارد و به نظر ترکیبی از معماری پارتی و پارسی است. ایوان خسرو با دو شئ بسیار گرانبهایش شناخته می شد. نخسین آنها پرده ای زر بافت بسیار بزرگی بود که ورودی طاق بزرگ را پوشانده بود و دومین آنها فرشی گرانبها به نام بهار خسرو یا فرش بهارستان بود. هم پرده و هم فرش در حمله عرب ها به غارت رفتند و تکه تکه شدند و تقسیم شدند.

طاق کسری همچنین میزبان گنجینه عظیمی از کتاب ها بود که حاصل دانش هزاران ساله ایران و دیگر ملل جهان به شمار می رفت. ناگفته پیداست که از این کتاب ها تنها یکی در جهان وجود داشت و از این رو از گنج های طلا و نقره کاخ بسیار ارزنده تر بودند. عرب ها پس از اشغال تیسفون با کتابخانه عظیم کاخ مواجه شدند و از آنجا که نمیدانستند با آن چه کار کنند از خلیفه وقتشان یعنی عمر بن خطاب فتوا خواستند. عمر فتوا داد که اگر مطالب در کتاب ها حق است خدا آن را در قرآن آورده است و اگر ناحق است که خدا ما را از آن حفظ کند. لذا به فتوای عمر تمامی کتاب ها را یا سوزاندند یا در آب رود دجله ریختند. (عرب ها همچنین تمامی کتاب های دانشگاه گندی شاپور را نیز به آتش کشیدند. این رفتار بسیار عجیب بود چرا که در گذشته کتاب ها ارزشی به مراتب بیش از امروز داشتند و فاتحان می کوشیدند کتاب های کشور مغلوب را به غنیمت بردارند تا بر دانش خود بیفزایند و پیشرفت کنند ولی این موضوع در مورد عرب ها صدق نمی کرد و اصولا به دلیل همین رفتار ها بود که شخصیت های مطرح اسلامی همچون علی ابن ابیطالب حاضر نشدند در فتوحات صدر اسلام شرکت کنند.)

این کاخ تا پایان دوره ساسانی مرکز حکومت شاهنشاهی بود. طاق کسری همواره محل برگزاری مراسم های بزرگ و باشکوه شاهنشاهی و در راس آنها نوروز بود. ایوان کسری همان جایی بود که تخت عظیم کیخسروی در آن قرار داشت و شاهنشاهان ایران بر آن می نشستند (این تخت به عنوان تخت طاقدیس نیز شناخته می شود). در مورد این تخت سخن بسیار گفته شده است از جمله از بزرگی آن که به مراتب از تخت های سلطنتی معمول بزرگ تر بوده است. این تخت چند طبقه داشته است و بر فراز آن طاقی از طلا داشت که صور فلکی بر آن نقش شده بود و بر بدنه تخت نیز نشان هفت اقلیم درج شده بود که به معنای شاهنشاهی جهانی ایران بوده است. (هفت اقلیم در گذشته برای اشاره به جهان کار می رفت و سلطنت بر هفت اقلیم یعنی سلطنت بر جهان). پله های این تخت از چوب آبنوس و طلا ساخته شده بود و بخش هایی نیز با عاج تزئین شده بود. گزارشی از غارت این تخت توسط اعراب وجود ندارد و از این رو دقیقا نمیدانیم سرنوشت تخت کیخسروی چه شد.

علاوه بر تخت کیخسروی، تاج های شاهنشاهان پیشین در طاق کسری نگهداری می شد که بزرگترین و باشکوه ترین آنها تاج خسرو پرویز بود. گفته می شود این تاج چنان بزرگ بود که با زنجیر های طلا از سقف تخت کیخسروی آویزان بود تا وزن آن موجب آزار خاطر شاهنشاه نشود و در واقع شاهنشاه در زیر آن قرار می گرفت و تاج مقداری پایین می آمد تا بر سر وی قرار گیرد. اطلاع دقیقی در دست نیست که تاج های شاهنشاهی ایران که در طاق کسری بودند چه شدند ولی گمان می رود که این تاج ها پیش از رسیدن اعراب از کاخ خارج شده باشد و به مکان نامعلومی برده شده باشد و هم اکنون از جا و سرنوشت آنها بی اطلاعیم.

در اوایل قرن هفتم میلادی ایران درگیر هرج و مرجی وصف ناشدنی بود. پس از کودتای شیرویه علیه خسرو پرویز، بخش عمده امپراتوری در شورش و هرج و مرج فرو رفت و قسمت های وسیعی از کشور سر از فرمان تیسفون برداشتند. این وضعیت آشفته سبب شد سالها هیچ مالیاتی گرفته نشود و خزانه ایران تهی شود، ارتش شاهنشاهی که تا چند سال قبل از آن تا کنستانتینوپل پیشروی کرده بود و امپراتوری روم شرقی را تا مرز نابودی برده بود در این زمان عملا بخاطر نبود بودجه از هم پاشیده بود و کشور بی دفاع شده بود. وضعیت چنان آشفته بود که در طی چهار سال، ده شاهنشاه بر تخت نشست که یکی پس از دیگری توسط رقبا کشته می شدند. کار به جایی رسید که مردی بالغی در خاندان ساسانی باقی نماند و از این رو دو دختر خسرو پرویز به نام های پوران دخت و آزرمی دخت بر تخت نشستند ولی به زودی کشته شدند. در این وضعیت که تقریبا چیزی از بنیان کشور باقی نمانده بود، عرب ها با شوق غنیمت و غارت به ایران حمله کردند.

در این دوران یزدگرد سوم بر تخت بود ولی در عمل حتی به سختی شهر تیسفون را در کنترل داشت و در مناطق مرکزی و شرقی ایران حتی کسی نمیدانست که شاهنشاهی که در تیسفون به تخت نشسته کیست چرا که همه داعیه استقلال داشتند و حکام محلی بر این مناطق مسلط بودند و هیچکس حاضر نبود حتی یک سرباز به جنگ بفرستد. با حمله عرب ها و در زمانی که عملا چیزی از ارتش ایران باقی نمانده بود و هیچ نیرویی نیز از جای دیگری نرسید، یزدگرد سوم با اندکی نیرو هایش به جنگ اعراب رفت ولی نتیجه مشخص بود. در واقع وضعیت ایران پس از کودتا علیه خسرو پرویز چنان آشفته بود که هر کس دیگری نیز به کشور حمله می کرد نتیجه با حمله اعراب فرقی نداشت. با سقوط شاهنشاهی ساسانی، تیسفون نیز سقوط کرد و اعراب تشنه ثروت به طاق کسری حمله کردند و کاخ را غارت کردند. آنها هر آنچه از طلا و نقره بود تا پارچه و ظرف و پرده و گلدان و همه چیز را غارت کردند. عرب ها حتی به شکر های آشپزخانه هم رحم نکردند و روایت است از آنجا که اعراب تا آن زمان شکر ندیده بودند با رسیدن به آشپزخانه های کاخ آنقدر شکر خوردند که برخی از آنها هلاک شدند!

با تسلط عرب ها بر تیسفون، آنها کوشک سپید را محل حکومت خود قرار دادند و طاق کسری را نیز به مسجد تبدیل کردند و در آن نماز جماعت برگزار کردند. با این حال اعراب در سال های بعد شهری در شمالی ترین بخش تیسفون که در زمان ساسانیان "بگداد" نام داشت را به پایگاهی برای خود تبدیل کردند و نام آن را بغداد گذاشتند. بغداد در دوران خلافت عباسیان پایتخت حکومت شد. به دلیل نزدیکی بغداد به تیسفون، خلفای عباسی برای ساخت کاخ های خود از سنگ ها و مصالح کاخ های تیسفون استفاده کردند به گونه ای که تقریبا تمام کوشک سپید را ویران نموده و مرمر ها و دیگر مصالح آن را به بغداد منتقل کردند. سپس رو به طاق کسری نهادند و خواستند آن را نیز ویران کنند ولی به جدا کردن مرمر های رنگی کاخ اکتفا کردند و نتوانستند بقیه بنا را تخریب کنند. در سال های بعد تیسفون رها شد و آنجا که روزی سرنوشت جهان در آن تعیین می شد علف رویید و با گرد و خاک بیابان پوشیده شد.

در قرن بیستم بی مهری به طاق کسری از هر زمان دیگری بیشتر شد. در این دوران بعثی ها در عراق به قدرت رسیدند که حزبی به شدت عرب گرا بودند. از این رو کاخ تیسفون به عنوان نمادی از حکومت و مردمی که بیشتری دشمنی را با اعراب دارند شناخته می شد. این رویه در دوران صدام حسین که عقده عمیقی نسبت به ایران و تاریخ ایران داشت، به اوج خود رسید به گونه ای که به جای مرمت و بازسازی بنا، یک بنای دیگر روبروی ایوان مداین ساخته شد که به نام "پاناروما" شناخته می شود. در بنای پاناروما همواره برنامه نور و صدایی پخش می شد که در آن از غارتگری های اعراب در حمله به ایران تجلیل می شد. خوشبختانه در جریان یورش ارتش ایالات متحده به عراق و در هم شکستن این کشور، تمامی امکانات این بنا از بین رفت و هم اکنون نیز متروکه شده است.

در قرون وسطی و قرون اخیر تا اندازه زیادی گذشته خود را فراموش کردند و از این رو هیچ کاری برای حفاظت از طاق کسری توسط ایران انجام نشد. از سویی ایوان خسرو در کشوری قرار دارد که به دشمنی با ایران شناخته شده است و نمی توان هیچ انتظاری داشت که از یادگار دشمنان اعراب نگهداری صورت گیرد. در سال های اخیر نیز که دولت عراق به ایران نزدیک تر شده است، بی کفایتی، فساد و سوء مدیریت باعث شده وضعیت ایوان حتی بدتر شود به گونه ای که با استفاده از مرمت گرانی که هیچ اطلاعی از مرمت آثار باستانی نداشتند، نه تنها طاق کسری مرمت نشد بلکه وضعیت آن بدتر شد تا عملکرد دولت کنونی عراق در مقابل ایوان خسرو مصداق ضرب المثل فارسیِ ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان باشد. با رویه ای که در حال حاضر پی گرفته شده بعید نیست که این اثر بی همتای باستانی که متعلق به تمام مردم فرهنگ دوست و هنردوست جهان است در سال های آینده کاملا تخریب شود.

معماری طاق کسری

مهمترین عامل در معماری و ساخت طاق کسری ، جذبه و شکوه آن بوده است. این کاخ ساخته شد تا به همگان بگوید اینجا محل زندگی کسی است که یک ابرقدرت بی رقیب را فرمانروایی می کند. از این روست که همه چیز در ایوان کسری بزرگ و باشکوه ساخته شده است. همانطور که در ابتدا گفته شد بنایی که اکنون بر جای مانده اصلا شبیه آنچه در ابتدا وجود داشت نیست. بنای ابتدایی شامل کاخی بود با چهار وجه که یک حیاط میانی را می پوشاند و این بنایی که هم اکنون بر جای مانده است تنها یکی از اضلاع کاخ است. برای روشن تر شدن موضوع مربعی تو خالی را تصور کنید که تنها یک ضلع آن باقی مانده است و سه ضلع دیگر آن از بین رفته اند. این ضلع باقی مانده همین بنایی است که اکنون مشاهده می کنیم و تفاوت گسترده ای با بنای اصلی دارد. کاخ اصلی مساحتی بیش از 100.000 متر مربع داشت. برای روشن تر شدن این اندازه باید گفت زیربنای طاق کسری تقریبا دو برابر زیر بنای کاخ ورسای فرانسه بوده است و در مقام مقایسه آنقدر بزرگ بود که یازده زمین فوتبال استاندارد جهانی در آن جا می شد و هنوز هم جای خالی داشت. بنابراین چیزی که اکنون می بینیم تنها نوک کوه یخی است.

دقیقا روبروی بنایی که اکنون از طاق کسری بر جای مانده است، بنایی مشابه وجود داشته است به گونه ای که یک ایوان رو به شرق و دیگری رو به غرب بود. همچنین احتمال داده می شود در دو ضلع شمالی و جنوبی بنا نیز ایوان هایی وجود داشته است. ایوان اصلی بنا را می توان شالوده آن دانست هر چند بیشتر نمادین است اما یک شاهکار مهندسی در دوران باستان به شمار می آید. اصولا ایوان در معماری ایران جایگاه ویژه ای دارد که بخشی از آن به واسطه شرایط جغرافیایی کشور است. از این رو وجود ایوان باعث می شود در تابستان ها آفتاب کمتر به خود بنا بخورد و در عوض در زمستان بخش اصلی بنا آفتاب بیشتری دریافت کند. همین موضوع سبب شده بسیاری از بنا های ایرانی در قرون وسطی و رنسانس نیز معماری شبیه به ایوان کسری داشته باشند و ایوان ها جزئی جدا ناشدنی از معماری ایرانی باشند.

ارتفاع طاق ایوان به 30 متر می رسد که در زمان خود بنایی بسیار عجیب و شگفت انگیز بوده است. این ایوان دارای 25 متر عرض و 48 متر عمق است. ایوان در روز های تابستان معمولا با پرده ضخیم و زربافتی پوشانده می شده است تا داخل بنا از گزند آفتاب در امان باشد. ایوان بزرگ طاق کسری بر پایه هایی ضخیم قرار داده شده است چرا که در گذشته هرگز چنین بنایی ساخته نشده بود و از این رو معماران دقیقا نمی دانستند که پایه ها چقدر باید ضخامت داشته باشند. طاق از خشت و آجر ساخته شده است و هر چه به بالا می رود نازک تر می شود تا از این رو وزن بنا به خوبی پخش شود. گفته می شود در روز هایی از سال به خصوص بهار، تخت سلطنت در ایوان قرار می گرفته تا به واسطه باز بودن طاق، حضار از هوای بهاری لذت ببرند. با این حال در تابستان و زمستان تخت در تالار بزرگی که پشت ایوان بوده قرار می گرفته است.

در گذشته افراد پس از عبور از این ایوان به بخشی متشکل از چند اتاق که گویا اتاق های انتظار بوده اند وارد می شدند. سپس وارد تالار بس عظیم و بزرگ می شدند که در راستای ایوان اصلی قرار داشته است محل قرارگیری تخت شاهنشاهی و جلوس شاه شاهان بوده است. در گرداگرد این تالار اتاق های متعددی وجود داشته است که محل زندگی شاهنشاه، دفاتر اداری، محل زندگی خدمه، محل تفریحات و... بوده است. طاق کسری از نظر تزئینات با حجم عظیمی از مرمر های رنگی و موزائیک شیشه ای آزین شده بوده است. موزائیک های بنا تصاویری از خسرو انوشیروان را در نبرد با رومیان در انطاکیه نشان می داد که سوار بر اسبی طلایی رنگ است و ارتش را فرماندهی می کند. علاوه بر این موزائیک ها، در داخل بنا از حجم عظیمی از گچبری استفاده شده بود که با طرح های پر پیچ و خمی تزئین شده بودند و زیبایی خاصی داشتند.

نکاتی برای بازدید از طاق کسری

  • در حال حاضر طاق کسری در عراق قرار دارد که یکی از نا امن ترین کشور های جهان است. بنابراین باید پیش از هر چیز مسئله امنیت را در دیدار از این بنای تاریخی مد نظر داشت.
  • طاق کسری رها شده است و از این رو هیچ حصار یا حتی بلیط فروشی و... وجود ندارد.
  • ایوان مداین در جنوب بغداد قرار دارد و حدود یک ساعت با خودرو تا بغداد فاصله دارد.
  • بهترین زمان بازدید از طاق کسری در اواسط پاییز تا اواخر زمستان است که هوا بسیار خوب است.

عراق / بغداد / طاق کسری

جدیدترین ها

جدیدترین ها

قدیمی ترین ها

بیشتربن محبوبیت

کم ترین محبوبیت

جدیدترین ها

جدیدترین ها

قدیمی ترین ها

بیشتربن محبوبیت

کم ترین محبوبیت

برسی امکانات

دسته بندی ها

تاریخی

کاخ

<" ">

. . .
<" ">

نسخه آزمایشی