تخت جمشید که نام اصلی آن پارسه بوده است و در یونانی آن را پرسپولیس می نامیدند، مهمترین یادگار برجای مانده از دوران شاهنشاهی ایران هخامنشی است. این کاخ باشکوه در دوران شاهنشاهی داریوش کبیر بنیاد نهاده شد و در طول شاهنشاهی خشایارشاه کبیر و اردشیر اول هخامنشی بر بنا ها و شکوه آن افزوده شد.

آشنایی کلی با تخت جمشید

شاهنشاهی ایران هخامنشی که توسط کوروش کبیر بنیاد نهاده شد بزرگترین امپراتوری نسبت به جهان شناخته شده زمان خود بوده است. این امپراتوری در طی بیش از دو قرن بر حدود نیمی از جهان شناخته شده آن زمان فرمان می رانده است. امپراتوری ایران در این زمان سرآمد علم، فرهنگ، هنر، آزادی و... بوده است. شاهنشاهی ایران همواره چند پایتخت داشته است که از جمله مهمترین آنها بابل و هگمتانه بوده است. با این حال پایتخت اصلی هخامنشیان که نمادی از قدرت بی همتای امپراتوری و نشانه ای از سلطه جهانی ایران بوده است، پارسه بوده است. پارسه شامل چندین کاخ بزرگ می شود که در کنار کوه مهر قرار گرفته اند. این کاخ ها محل دربار امپراتوری و همینطور محل برگزاری مهمترین جشن های ایران بوده اند که مهمترین آنها جشن سال نوی ایرانی یا همان نوروز است. هم اکنون اثری از شهر پارسه وجود ندارد و تنها کاخ اصلی یعنی همان تخت جمشید باقی مانده است.

در طول سالیان دراز جهانگردان و باستان شناسان بسیاری از تخت جمشید دیدن کرده اند. نخستین نوشته ای که به تخت جمشید اشاره دارد مربوط به فیثاغورث است که در سفر به ایران از تخت جمشید یاد کرده است. فیثاغورث در زمانی به ایران سفر کرده بود که تخت جمشید در حال ساخت بوده است. او می گوید صد ها نفر را دیده است که برای ساخت کاخ کار می کرده اند و همچنین می افزاید زمانی که این بنای باشکوه ساخته شود بزرگترین و باشکوه ترین بنای جهان خواهد شد. در کتب مختلف که به خصوص از یونانیان بر جای مانده است می تواند دانست که در اطراف تخت جمشید باغ های آباد بسیاری وجود داشته است و حتی پولیپیوس، مورخ یونانی قرن سوم پیش از میلاد گفته است شاهان هخامنشی برخی اوقات برای تفریح به این باغات می رفته اند و حتی شده بود که در باغداری کمک کنند. تخت جمشید در تمام طول شاهنشاهی ایران هخامنشی مهمترین بنای امپراتوری بوده است و مهمترین جشن ها و رویداد ها در آن برگزار می شده است که در این بین از همه مهمتر نوروز بوده است.

در جشن نوروز تمامی 27 ملت امپراتوری از اقصی نقاط جهان به رسم نشان دادن بندگی و فرمانبرداری به دربار شاهنشاه ایران هدیه می فرستاده اند که نقش و نگاره های آن هنوز هم موجود است. از دیگر مراسمات مهم تخت جمشید، تاجگذاری شاهنشاه جدید بوده است به گونه ای که در تاریخ می خوانیم پس از مرگ داریوش کبیر، جلسه ای با حضور بزرگان در تخت جمشید برگزار شد تا بین فرزند بزرگ شاهنشاه یعنی آرتوبازان و فرزند کوچک ایشان یعنی خشایارشاه، یکی را به شاهنشاهی انتخاب کنند که نهایتا با دخالت شهبانو آتوسا، خشایارشاه به شاهنشاهی رسید. همچنین مراسم های دیگری چون ازدواج های سلطنتی در این کاخ انجام می شده است.

تخت جمشید در دوران شاهنشاهی ایران اشکانی و ساسانی و به خصوص ایران ساسانی اهمیت زیادی داشت و به عنوان نمادی از گذشته باشکوه ایران به آن نگاه می شد. در دوران اسلامی اما نگاه ها به تخت جمشید متفاوت شد. از آنجا که مردم ایران حس وطن پرستی خود را از دست دادند و گذشته با شکوه خود را فراموش کردند، پارسه را بنایی ساخته شده توسط سلیمان پسر داوود می دانستند که در کتاب قرآن از او به عنوان پادشاه و پیامبری بزرگ یاد شده است که دیو ها برای او کار می کردند. مردم نادان نیز این بنا را به سلیمان نسبت میدادند و گمان می کردند دیو ها شکل و شمایل شاهان خود را بر روی سنگ ها درج کرده اند. این تفکر حتی تا دوران قاجار نیز بین مردم ایران ادامه داشت و سپس در دوران پهلوی و با اکتشافات باستان شناسی به هویت واقعی تخت جمشید پی برده شد. دوران پهلوی در زمانی آغاز شد که تا بالای پله های تخت جمشید پوشیده از خاک شده بود ولی با کار های باستان شناسی که به خصوص توسط آلمانی ها و آمریکایی ها انجام شد هر آنچه در زیر خاک بود بیرون آورده شد.

در دوران پهلوی توجه ویژه ای به تخت جمشید می شد که دلیل آن نیز تلاش خاندان پهلوی برای اتصال خود به شاهنشاهان ایران باستان بود که هر چند تلاش بیهوده ای بود ولی باعث اکتشافات فراوانی در تخت جمشید و سایر سایت های باستان شناسی ایران شد. در این دوران جشن های 2500 سال شاهنشاهی ایران برگزار شد و نیرو های نظامی دوران های مختلف تاریخ ایران از پیشا تاریخ تا هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان، صفویان، زندیان تا خود پهلوی در برابر سران هفتاد کشور جهان و در جوار تخت جمشید رژه رفتند.

داریوش بزرگ کیست؟

داریوش اول هخامنشی ملقب به داریوش بزرگ، سومین شاهنشاه هخامنشی است. داریوش کبیر پسر پسر عموی کوروش کبیر و همچنین داماد اوست. پس از کوروش کبیر، فرزند بزرگ او یعنی کامبیز (کامبیز دوم) به سلطنت رسید. کامبیز در جنگ هایی که داشت در ابتدا قبایل سکایی شمال شرق ایران را به اطاعت واداشت و قلمرو شاهنشاهی ایران را به محلی که امروزه قزاقستان نامیده می شود رساند. در این دوران بود که چند ماهیگیر ایرانی در یک درگیری معمولی با چند ماهیگیر مصری در قبرس کشته شدند. در این زمان شاهنشاه بزرگ در طی نامه ای از فرعون مصر خواست قاتلین را تحویل دهد ولی فرعون مصر از این کار امتناع ورزید. از این رو شاهنشاه به به مصر اعلان جنگ داد و کشور چند هزار ساله مصر را متصرف شد و آن را به قلمرو شاهنشاهی ایران ضمیمه کرد. نکته مهم در اینجا این است شاهنشاه کامبیز فرماندهی سپاهیان ایران در این جنگ را به پسر عموی خود یعنی داریوش بزرگ داده بود. داریوش بزرگ با مهارت بالایی که در فرماندهی داشت و با استراتژی دقیق خود که هماهنگی بالایی بین نیروی دریایی و نیروی زمینی ایجاد کرده بود توانست پزآمون، فرعون مصر را شکست دهد.

پس از ضمیمه کردن مصر به ایران، شاهنشاه کامبیز خواست به پاسارگاد برگردد ولی در میانه راه و به واسطه بیماری جان سپرد. در این زمان شخصی که شباهت زیادی به برادر شاهنشاه یعنی بردیا، پسر کوچک کوروش کبیر داشت، خود را بردیا نامید و ادعای سلطنت کرد. او در واقع گئومات، یکی از مغان دربار بود. سلطنت گئومات دیری نپایید و داریوش بزرگ به همراه دیگر بزرگان پارسی و مادی او را از سلطنت پایین کشیدند و از آنجا که فرزندی از کامبیز باقی نمانده بود، داریوش کبیر که آن زمان بزرگ خاندان هخامنشی بود و پسر عموی کامبیز محسوب می شد به تخت شاهنشاهی ایران تکیه زد. این واقعه در سنگ نبشته بیستون در کرمانشاه روایت شده است. شاهنشاه داریوش کبیر در ابتدای فرمانروایی خود با شورش هایی از ملل زیر فرمان امپراتوری مواجه شد که همه این شورش ها را خواباند. امپراتور توانای ایران سپس به بسط شاهنشاهی پرداخت و توانست قلمرو شاهنشاهی را تا میانه جایی که هم اکنون هند و چین واقع شده است برساند.

داریوش بزرگ همچنین قلمرو ایران را در غرب به جایی که اکنون کشور رومانی در اروپا واقع شده است رساند و مناطقی که هم اکنون در اوکراین قرار دارند را نیز به قلمرو شاهنشاهی افزود. داریوش کبیر اما بیش از کشور گشایی به مدیریت خود شهره است. مدیریت و کاردانی وی چنان بود که توانست نظامی سیاسی و اداری برای ایران طرح ریزی کند که تا قرن ها مورد تقلید کشور های جهان قرار گرفت. نظام بخش بندی شاهنشاهی ایران که به ساتراپ ها و ایالات تقسیم می شد. در این نظام بندی هر ایالات در مسائل داخلی تا اندازه ای اختیار اداره امور را داشت ولی در امور کلان و همینطور امور خارجی تابع دولت مرکزی بود. این سبک حکومت داری هم اکنون در کشور هایی نظیر ایالات متحده آمریکا و آلمان مورد استفاده قرار می گیرد. داریوش کبیر در دوران شاهنشاهی خود کار هایی بزرگی همچون احداث اولین راه های جهان موسوم به راه شاهی، احداث اولین سیستم پستی جهان موسوم به چاپار، ضرب سکه طلا، ایجاد نظام یکا بندی و... را در کارنامه دارد. داریوش کبیر همچنین نخستین کسی است که بر سه قاره جهان فرمان رانده است و کسی بود که از هر دو نفر در جهان، یکی زیر فرمان وی زندگی می کرد.

وجود چنین دولت شاهنشاهی بزرگی نیاز به پایتختی در خور شان و منزلت امپراتوری نیز داشت. در آن زمان پاسارگاد، هگمتانه و بابل به عنوان پایتخت های ایران مطرح بودند ولی داریوش کبیر پایتختی جدید می خواست که عظمت همه پایتخت های دیگر امپراتوری را تحت تاثیر قرار دهد و از این رو تخت جمشید را بنا نهاد. شاهنشاه همچنین شوش را به عنوان دیگر پایتخت مهم ایران در نظر گرفت و کاخ سلطنتی بزرگ شوش را نیز بنا کرد. داریوش کبیر در 63 سالگی و پس از 36 سال جهانداری درگذشت و پیکر شاهنشاه در آرامگاه مخصوصی که در کوه مهر ایجاد شده بود و هم اکنون با نام نقش رستم شناخته می شود به خاک سپرده شد.

نام گذاری

طبق کتیبه های خود کاخ، این کاخ در دوران هخامنشیان با نام "پارسَه" شناخته می شده است. نام پارسه به دو دلیل بر این کاخ عظیم نهاده شده است. نخست باید گفت امپراتوری ایران هخامنشی از ملت های بسیاری تشکیل شده بود که علاوه بر سه قوم بزرگ آریایی پارس، ماد و پارت، ملت ها و اقوام بسیار دیگری را نیز شامل می شد که می توان از بابلی ها، یونانیان، مصری ها، لیدیایی ها و... را نام برد. از طرفی پارسه نمادی از امپراتوری و قدرت ایران بوده است. از این رو یکی از دلایلی که برای نامیدن این کاخ بزرگ به پارسه می توان ذکر کرد تسلط پارس ها بر دیگر اقوام و ملت ها بوده است. بدین صورت که وقتی این کاخ و شهر اطراف آن پارسه نامیده شد نشان می داد که در این امپراتوری، پارس ها سروری و برتری دارند.

دیگر دلیلی که برای نامیدن پارسه به این نام وجود دارد، قرار گرفتن این کاخ در مرکز ایالت پارساد یا همان پارس بوده است. یونانیان نیز پارسه را به زبان خود برگرداندند و آن را پرسپولیس یعنی شهر پارسیان می نامیدند که این نام وارد فرهنگ اروپایی شده است و پارسه در مغرب زمین با نام پرسپولیس شناخته می شود. اما در روزگار پس از هخامنشیان نام این بنا تغییر یافت. در کتیبه شاپور سکانشاه که در دوران ساسانیان نگاشته شده است از پارسه با نام "صد ستون" یاد می کند که در واقع عدد صد در فرهنگ ایرانی نمادی از کثرت بوده است و نه به این معنی که پارسه صد ستون داشته است (ستون های بسیار بیشتری دارد). به نظر این نام در دوران ساسانیان رایج بوده است. سپس در دوران پس ساسانیان این بنا با نام هایی همچون هزار ستون یا باز هم صد ستون نامیده می شده است. ولی کم کم که ایرانیان گذشته باشکوه خود را فراموش کردند یاد و نام پارسه نیز از اذهان پاک شد.

در این دوران شاعر بزرگ ایرانی یعنی فردوسی به پا خواست تا فرهنگ و ادبی پارسی را زنده کند. وی شاهنامه را سرود که سرگذشت ایران در دوره های مختلف از اساطیر تا تاریخ واقعی است. در شاهنامه از شاهی بزرگ به نام جمشید یاد شده است که هفتصد سال بر ایران فرمان راند. او شاهی دادگستر بود و همچنین تخت شاهی او توسط دیو ها حمل می شده است. مردم که شاهنامه را میخواندند و نمی دانستند جمشید یک اسطوره است، وقتی از کنار پارسه می گذشتند و سنگ نگاره هایی که تخت شاهی بر دوش دیگران را نشان می داد گمان می کردند این تخت همان تخت جمشید شاه است و از این رو کم کم پارسه با نام تخت جمشید شناخته شد. البته در دوره های مختلف اسامی دیگری نیز بر این کاخ نهاده شده است که از جمله می توان به یادکرد تاورنیه، جهانگرد فرانسوی اشاره کرد که می گوید در دوران صفویه این بنا با نام "چهل منار" شناخته می شده است که در واقع به عدد کثرت در دوران صفویه یعنی چهل اشاره دارد.

ستون های تخت جمشید

پارسه از سبک معماری به خصوص خود استفاده می کند و از این رو نمی توان سبک آن را شبیه به بنا های دیگری دانست. البته برای ساخت این کاخ باشکوه از معماری اقصی نقاط امپراتوری الهام گرفته شده است اما چیزی که نهایتا ساخته شد نمونه ای بی همتا در معماری به شمار می رود که در جای دیگری نمونه نداشته است. از مهمترین بخش های بنای تخت جمشید می توان به ستون های آن اشاره کرد. در آن دوران ستون ها نقش اساسی در شکل گیری بنا داشتند و هنوز فناوری به اندازه ای پیشرفت نکرده بود که بتوان سقف هایی با وسعت زیاد و با ستون کم ساخت. از این رو نه تنها در تخت جمشید بلکه در معماری دیگر تمدن های جهان باستان همچون مصر باستان، یونان باستان و روم باستان نیز ستون نقش اساسی دارد. البته ستون ها نه تنها برای نگهداشتن سقف بلکه برای زیبایی نیز به کار می رفتند. در معماری تخت جمشید چند نوع ستون مورد توجه است که هر کدام با توجه به سرستون های خود متمایز می شوند.

نخستین ستون هایی که در معماری پارسه به چشم می خورد دارای سرستون گاوی شکل هستند. گاو در فرهنگ ایران باستان نقش مهمی داشته است. در واقع گاو نمادی از دو چیز بوده است. ابتدا قدرت و سپس باروری زمین. از این رو می تواند در تخت جمشید به وفور ستون هایی را مشاهده کرد که سر ستون گاو دارند. برخی از دیگر سر ستون های تخت جمشید به شکل هما هستند. هما پرنده ای است که دقیقا نمیدانیم اسطوره ای است و یا واقعا وجود داشته است (با یک پرنده که هم اکنون هما نامیده می شود اشتباه نشود). این پرنده شکل و شمایل مخصوص و عجیبی دارد و از آن زمان تاکنون در ادبیات ایران بسیار مورد توجه بوده است به گونه ای که طبق افسانه ها سایه هما بر سر هر که بیفتد او سعادتمند خواهد شد و همین گونه است که به آن همای سعادت نیز می گویند. ستون های تخت جمشید در بدنه نیز متمایز هستند. برخی از این ستون ها شیار های عمودی دارند که از سر ستون تا پایه آنها را در بر می گیرد.

ستون های تخت جمشید از نظر طراحی و رنگ آمیزی بخش میانی متفاوت بوده اند. برخی ستون ها به صورت خاصی و با ترکیب رنگ های آبی، سبز و قرمز رنگ آمیزی شده بودند ولی برخی ستون ها با سنگ های مرمر سیاه پوشانده شده بودند و جلای بی نظیری داشتند. ستون هایی نیز وجود داشتند که طرح و نقش خاصی در میان خود نداشتند و تنها به شیار های اکتفا شده است. ستون های تخت جمشید بدون استفاده از ملات بر روی پایه قرار گرفته اند به این صورت که ستون و پایه را به گونه ای می تراشتند که به راحتی بر روی همدیگر قرار گیرند. استفاده از بست دم چلچله ای برای اتصال بخش های مختلف ستون ها به یکدیگر باعث ایجاد بنایی مستحکم تر شده است. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که در آن دوران هنوز ملاتی در سطح بتن های امروزه اختراع نشده بود و از این رو ملات ها استحکام کافی نداشتند. از همین روست که تقریبا هیچ بنای دیگری با این سن وجود ندارد که چنین مستحکم ساخته شده باشد.

البته ایرانیان در ساخت پارسه از ابتکارات دیگری نیز استفاده کرده اند. از جمله می توان به استفاده از سرب گداخته برای اتصال بهتر بین بخش های مختلف ستون ها و همچنین دیگر بخش های کاخ اشاره کرد. وجود سرب در بین سنگ ها نه تنها باعث می شد ستون ها بهتر به هم متصل شوند بلکه از آنجا که سرب فلز نرم و چکش خواری است و در نتیجه در هنگام ضربه خرد نمی شود، عملا تخت جمشید را ضد زلزله ساخته بودند. از همین رو است که ستون های و دیگر بخش های تخت جمشید در طول بیش از 2500 سالی که از ساخت آنها می گذرد بسیار به ندرت در اثر حوادثی همچون زلزله آسیب دیده اند این در حالی است که تخت جمشید در منطقه ای لرزه خیز واقع شده است. اینکه ایرانیان در بیش از 2500 سال پیش از خواص سرب برای تحمل زلزله اطلاع داشته اند مایه شگفتی و حیرت است.

سیستم اندازه گیری تخت جمشید

نکته مهم دیگر در معماری این اثر جاویدان وجود شمارگان خاصی است که در ساخت تخت جمشید استفاده شده است. بدیهی است که در آن زمان متر یا ابزار اندازه گیری دقیق وجود نداشته است ولی برای ساخت چنین بنای عظیمی نیاز به دقتی در حد سانتی متر وجود داشته است. با کاوش های بسیاری که در تخت جمشید انجام شد و به همت باستان شناسانی همچون مایکل رف، کرفتر و ا.هسه، به سیستم خاصی که برای اندازه گیری ها استفاده شده بود پی برده شد. این سیستم به گونه ای است که کوچکترین واحد اندازه گیری در آن یک انگشت است. واحد بزرگتر کف (کف دست) است، واحد بزرگتر از آن گام است (یک گام) است و بزرگترین واحد نیز گز است. ایرانیان این سیستم را به صورتی استفاده می کردند که تقریبا هر چیز در تخت جمشید به صورت مضربی از عدد 3، 7 و 9 ساخته شود. این سه عدد در فرهنگ و اعتقادات ایران باستان جایگاه ویژه ای داشته اند و حتی تاثیر آنها به جهان نیز رسیده است.

این سیستم اندازه گیری در تمام تخت جمشید استفاده شده است به گونه ای که مثلا پلکان کاخ آپادانا از سه بخش تشکیل شده است که هر بخش 78 گام طول داشته و هر کدام دقیقا 9 گام بلندی دارند. در مثال دیگر پلکان بزرگ شمالی تخت جمشید 111 پله دارد. این عدد از سه جهت جالب توجه است. این عدد حاصل ضرب 37 در 3 است و از طرفی 3 برابر 1 است و از طرفی نشان دهنده تعداد باری است که نام خداوند ایران اهورامزدا در اوستا تکرار شده است (در اوستای کنونی 110 بار است). مثال دیگر در کاخ آپادانا است که 72 ستون داشته که حاصل ضرب 24 در 3 است و از طرفی نشان دهنده 72 فصل یسنا در اوستا و همچنین نشان دهنده 72 کمربند رشته کشتی ایران باستان است. دیگر مثال تعداد هدیه آورندگان است که 147 نفر یعنی حاصل ضرب  49 در 3 است و از طرفی حاصل ضرب 24 در 7 نیز هست. دیگر مثال در کنار کاخ آپادانا است که 168 نقش سرباز یعنی حاصل ضرب 56 در 3 است. مثال بعد در کاخ صد ستون است که فاصله میان هر ستون 72 گام تخت جمشیدی یعنی حاصل ضرب 24 در 3 است. همه این اعداد نشان دهنده این است که تخت جمشید نه تنها از نظر شکوه و زیبایی معماری فوق العاده است بلکه خود یک شاهکار ریاضی و فیزیکی نیز محسوب می شود.

سنگ نگاره ها

تخت جمشید شمار زیادی سنگ نگاره دارد که بخش مهمی از زیبایی آن محسوب می شوند. این سنگ نگاره ها تنها برای زیبایی ساخته نشده اند و علاوه بر زیبایی نشان دهنده موضوعات مهمی نیز بوده اند. از جمله این موارد می توان به اعتقادات مذهبی هخامنشیان یعنی آیین مزدیسنا (زتشتیت)، فرهنگ آریاییان پیش از زرتشت، شکوه شاهنشاهی، نشانه تسلط بر جهان، منشاء الهی قدرت امپراتوری و... است. از مهمترین این سنگ نگاره ها، سنگ نگاره سربازان ایرانی است. علاوه بر سربازان پارسی، می توان سربازان مادی زیادی را نیز مشاهده کرد. این سربازان با لباس نظامی غیر جنگی نقش شده اند که در واقع گارد محافظ کاخ هستند و یا برای مراسم سان و رژه به کاخ آمده اند. همین نقش سربازان باعث آشنایی باستان شناسان با سلاح های آن دوران شد.

اما یکی از مهمترین سنگ نگاره های تخت جمشید به سنگ نگاره های پیشکش آوران مربوط می شود. مهمترین این سنگ نگاره ها بر پلکان کاخ آپادانا نقش بسته است ولی بر دیواره کاخ هدیش و کاخ تچر نیز می توان چنین سنگ نگاره هایی را مشاهده کرد. سنگ نگاره پیشکش آوران باعث شناخت بسیار خوبی از حکومت داری هخامنشیان و همینطور رفتار آنها با ملل مغلوب شده است. از طرفی با استفاده از این سنگ نگاره ها می توان با سبک زندگی آن دوران آشنا شد به گونه ای که مثلا می توان فهمید هر ملت چه صنایع مهمی داشته اند و یا هر ملت چه چیزی را بزرگ می پنداشتند. در ادامه به بررسی مهمترین این سنگ نگاره ها یعنی سنگ نگاره پلکان کاخ آپادانا می پردازیم. تصویر زیر هر بخش از پلکان بزرگ را با شماره گذاری توضیح می دهد.

  1. نه تن از نمایندگان ماد ها را نشان می دهد که هدایایی همچون گلدان و دستبند طلا آورده اند. ماد ها نزدیک ترین اقوام به پارس ها و همپیمان مهم ایشان به شمار می رفتند. ماد ها از ابتدا شاهنشاهان هخامنشیان به ایشان پیوستند.
  2. شش تن از نمایندگان خوزی که را نشان می دهد که هدایایی همچون کمان، خنجر و شیر با خود آورده اند. خوزی ها در غرب ایران و در جایی که اکنون خوزستان است زندگی می کردند. این منطقه در همان ابتدای شاهنشاهی به ایران پیوست.
  3. چهار تن از نمایندگان هرات را نشان می دهد که شتر و پوست شیر پیشکش آورده اند. هرات قلمرو وسیعی در شرق ایران بود که تا کوه های هندوکش ادامه می یافت. بخشی از این قلمرو در دوران کوروش کبیر و بخش در دوران داریوش کبیر به ایران ضمیمه شد.
  4. چهار تن از نمایندگان رخج نقش شده اند که هدایی همچون ظروف و شتر آورده اند. رخج بخش در شرق امپراتوری بود و جاییست که اکنون قندهار در افغانستان واقع شده است. رخج در دوران کوروش کبیر به ایران ضمیمه شد.
  5. شش تن از نمایندگان مصر را نشان می دهد که هدایایی نظیر پارچه و گاو آورده اند. مصر در دوران شاهنشاهی کامبیز به خاک ایران ضمیمه شد.
  6. چهار تن از نمایندگان پارت را نشان می دهد که هدایایی نظیر شتر، جام طلا و کاسه طلا آورده اند. پارت ها از اقوام آریایی هستند و به پارس ها و ماد ها بسیار نزدیک بودند. محل زندگی آنها در شمال شرق ایران یعنی جایی که امروزه استان های خراسان ایران و همچنین ترکمنستان قرار دارد بوده است. پارت ها در همان آغاز شاهنشاهی هخامنشیان به ایشان پیوستند.
  7. پنج تن از نمایندگان اسگارتا را نشان می دهد که هدایایی همچون اسب و لباس های اعلا آورده اند. اسگارتا در جنوب شرقی ایران و در حدود پاکستان کنونی واقع شده بود. اسگارتا در دوران کوروش کبیر به ایران ضمیمه شد.
  8. سه نماینده ارمنستان را نشان می دهد که هدایی همچون ظروف و اسب آورده اند. ارمنستان سرزمین میان دریای مازندران و دریای سیاه را در بر می گرفت. ارمنستان در دوران شاهنشاهی کوروش کبیر به ایران ضمیمه شد.
  9. شش تن از نمایندگان بابل را نمایش می دهد که پارچه و گاو کوهان دار به هدیه آورده اند. بابل در منطقه ای که هم اکنون عراق، سوریه و اردن واقع است قرار داشته است و در اوایل شاهنشاهی ایران هخامنشی یعنی در دوره شاهنشاهی کوروش کبیر به ایران ضمیمه شد.
  10. هفت تن از نمایندگان کیلیکه را نشان می دهد هدایایی نظیر ظروف و قوچ آورده است، کیلیکه در آسیای صغیر قرار داشته است. کیلیکه در دوران شاهنشاهی کوروش کبیر به ایران ضمیمه شد.
  11. شش تن از نمایندگان سکا ها را نشان می دهد که اسب، دستبند و پارچه اعلا به هدیه آورده اند. سکا ها در دوران شاهنشاهی کامبیز مطیع ایران شدند.
  12. نمایندگان یونان را نشان می دهد که در حال پیشکش آوردن به حضور شاهنشاه هستند. قلمرو یونانیان آسیا در دوران کوروش کبیر به ایران ضمیمه شد و یونانیان اروپا نیز در دوران داریوش کبیر و خشایارشاه به خیل رعایای شاهنشاهی اضافه شدند.
  13. سمرقندی ها را نشان می دهد که در حال هدیه آوردن هستند. سمرقند در شرق امپراتوری واقع شده بود. سمرقند در دوران کوروش کبیر به ایران ضمیمه شد.
  14. نمایندگان فینیقیه را نشان می دهند که هدایی همچون جام، دستبند زرین، ارابه و... آورده اند. فینیقیه در محلی که لبنان کنونی قرار دارد قرار داشته است. فینیقیه در دوران کوروش کبیر به ایران ضمیمه شد
  15. نمایندگان کاپادوکیه را نشان می دهد که اسب و لباس به هدیه آورده اند. کاپادوکیه در ترکیه امروزی واقع بوده است. کاپادوکیه در دوران کوروش کبیر به ایران ضمیمه شد.
  16. هشت تن از نمایندگان یونانیان آسیا را نشان می دهد که جام کاسه های طلا و پارچه های اعلا پیشکش آورده اند. یونانیان آسیا در دوران کوروش کبیر به ایران پیوستند.
  17. چهار نماینده بلخ را نشان می دهد هدایایی همچون کاسه های طلا و شتر دو کوهان هدیه آورده اند. بلخ در دوران کوروش کبیر به ایران ضمیمه شد.
  18. پنج تن از نمایندگان هند را نشان می دهد که هدایایی همچون نیزه آورده اند. هند در دوران شاهنشاهی داریوش کبیر به ایران ضمیمه شد.
  19. چهار تن از نمایندگان تراکیه و مقدونیه را نشان می دهد که سپر، نیزه و اسب به هدیه آورده اند. تراکیه و مقدونیه که در شمال یونان و شرق اروپا قرار دارد در دوران داریوش کبیر و خشایارشاه به ایران ضمیمه شدند.
  20. سه تن از نمایندگان عرب هار نشان می دهد که هدایایی همچون پارچه، خنجر و شتر آورده اند. اعراب در دوران کوروش کبیر به رعایای شاهنشاهی ایران اضافه شدند.
  21. چهار تن از نمایندگان زرنگ ها را نشان می دهد که هدایی همچون سپر، گاو و نیزه آورده اند. زرنگ در دوران شاهنشاهی کوروش کبیر به ایران ضمیمه شد.
  22. سه تن از نمایندگان لیبی را نشان می دهد که هدایایی همچون نیزه، ارابه و... آورده اند. لیبی در دوران شاهنشاهی کامبیز به ایران ضمیمه شد.
  23. سه تن از نمایندگان حبشه را نشان می دهد که هدایایی همچون عاج فیل و حیوانی شبیه به زرافه به نام اوکاپی به هدیه آورده اند. حبشه در دوران شاهنشاهی کامبیز به ایران ضمیمه شد.

چیزی که در این سنگ نگاره ها می توان متوجه شد، این است که هر ملت از اتباع شاهنشاهی گرامی داشته می شدند و هیچ یک به صورت برده و بنده به تصویر کشیده نشده اند. همه نمایندگان با افتخار در حال رفتن به تخت جمشید هستند و هیچکس از سر اجبار نمی رود. در واقع این سنگ نگاره ها شاهدی آشکار بر این سخن تاریخی هستند که مردم نمی خواستند کسی به جز هخامنشیان بر آنها حکومت کند که البته این سخن به طور خاص در مورد کوروش کبیر نیز گفته شده است. در سنگ نگاره ها می توان مردانی از پارس ها، ماد ها و ایلامی ها را مشاهده کرد که در حال راهنمایی نمایندگان به حضور شاهنشاه هستند. در نقش ها و میان هر ملت یک درخت سرو نقش شده است که در فرهنگ ایران درختی مقدس شمرده می شود و نشانی از همبستگی اقوام و ملل زیر پرچم پارس ها است.

در این نقش ها هر فرد با ظاهر خاص خود به تصویر کشیده شده است که نشان از جایگاه او و همینطور شغل او دارد. از جمله افرادی که عصا بدست دارند نشان از بزرگی و شان و منزلت بالای آنان است. افرادی که کلاه شیار دار بلند به سر دارند نشان از نظامی بودن آنان است و افرادی که کلاه معمولی و کوتاه به سر دارند نشان از کارمند بودن آنان است. هر ملت نیز با لباس خاص خود به تصویر کشیده شده است و از این رو می توان متوجه شد هخامنشیان ملت ها مختلف تابعه امپراتوری را در پوشش خود کاملا آزاد گذاشته بودند و هیچگاه نوع پوشش، مذهب، ارزش های قومی و... خود را به هیچ ملتی تحمیل نکردند.

از دیگر سنگ نگاره های تخت جمشید می توان به نبرد شیر و گاو اشاره کرد که در چندین بخش از پارسه نقش شده است. این سنگ نگاره نبردی را نشان می دهد که نیروی گاو و شیر برابر است. در ایران باستان شیر نمادی از خورشید و گاو نمادی از زمین بوده است. از این رو وقتی این دو برابر شوند یعنی اعتدال بهاری ایجاد شده است و این سنگ نگاره به وضوح نشان دهنده روز نوروز است که از مهمترین جشن هایی بوده است که در تخت جمشید برگزار می شده است. از دیگر نقش های مهم تخت جمشید می توان به "نبرد شاه با شیر" اشاره کرد. این سنگ نگاره شاهی را که احتمالا خشایارشاه است را نشان می دهد که در حال نبرد با شیری بالدار است. این سنگ نگاره در سه بخش تخت جمشید به چشم می خورد و نشانی از قدرت سلطنت شاهی است و در واقعی نشانی از واژه "شیر اوژن" یا همان شیر افکن محسوب می شود که حاکی از قدرت شاهنشاهی است.

اما یک سنگ نگاره بسیار مهم در تخت جمشید وجود دارد که همواره ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده است و آن نیز همان فروهر معروف است. فروهر نه تنها در تخت جمشید که در بسیاری نقوش دیگر همچون بر آرامگاه شاهنشاهان هخامنشی در نقش رستم و کتیبه بیستون نیز به چشم می خورد. در مورد فروهر کتاب ها نوشته اند که مهمترین آنها پژوهش های باستان شناس بزرگ ایران پروفسور شاپور شهبازی است. خلاصه این نشان به این فره ایزدی شاهنشاهان هخامنشی اشاره دارد. در واقع فروهر می گوید که این حکومت و شاهنشاهی را خداوند اهورامزدا به شاهنشاهان اعطا کرده است و ایشان نماینده خداوند روی زمین هستند و از سوی خداوند حکومت می کنند. این موضوع را به وفور در کتیبه های شاهنشاهان هخامنشی می توان دید. مثلا داریوش کبیر و یا خشایارشاه کبیر بار ها می گویند این فرامانروایی را اهورامزدا به من اعطا کرده است. در حال حاضر فروهر به اشتباه به نمادی از مزدیسنا بدل شده است.

کاخ های تخت جمشید

تخت جمشید چندین کاخ داشته است که با هم این ارگ باشکوه را شکل می داده اند. از جمله این کاخ ها می توان به کاخ آپادانا، کاخ تچر، کاخ صد ستون، کاخ هدیش، کاخ سه دروازه، کاخ خزانه و... اشاره کرد. در ادامه به بررسی هر یک از این کاخ می پردازیم.

کاخ دروازه ملل

کاخ دروازه ملل از مهمترین بخش های تخت جمشید است و در واقع ورودی مجموعه کاخ ها بوده است. نام این کاخ در دوران هخامنشی و به پارسی باستان، "دورثیم ویسه دهیوم" بوده است که به معنی دروازه همه کشور هاست. استفاده این کاخ برای زمانی بوده است که فرستادگان و نمایندگان اقصی نقاط امپراتوری به کاخ می آمدند و برای ورود به کاخ و همچنین ورود به بار عام شاهنشاهی در کاخ آپادانا باید در این کاخ منتظر می ماندند و از این رو کاخ دروازه ملل با نام کاخ انتظار نیز شناخته می شود. این کاخ نسبت به دیگر کاخ ها کوچکتر بوده است و مساحت آن به 615 متر می رسد. کاخ دروازه ملل دارای سه درگاه است  که دوتای آنها بر جای مانده است. یکی شرقی و دیگری غربی. سنگ نگاره های این دو درگاه آنقدر زیباست که شاید بتوان آنها را از زیباترین سنگ نگاره های تمام تخت جمشید دانست. این درگاه ها هر یک 10 متر ارتفاع و 3.82 متر پهنا دارند.

دروازه غربی که رو به پلکان اصلی تخت جمشید باز می شود دارای دو گاو بالدار است. این پیکره ها با بدن گاو و پر های عقاب ساخته شده اند که از جمله اساطیر باستانی در تمام خاورمیانه هستند. با نمونه های بازسازی شده این دروازه می توان دانست که چشم گاو ها دقیقا رو به کسانی بوده است که می خواستند وارد تخت جمشید شوند. دروازه شرقی از نظر اندازه مشابه دروازه غربی است اما از نظر سنگ نگاره ها متفاوت است. سنگ نگاره های دروازه شرقی دو سنگ نگاره لاماسو را بر خود دارند. لاماسو ترکیبی از سر انسان، بدن گاو و بال عقاب است که موجودی اساطیری در خاورمیانه بوده است. این دو لاماسو تا اندازه زیادی سالم مانده اند. هر دو این دروازه ها و سنگ نگاره ها و همینطور دیوار ها به صورت زیبایی رنگ آمیزی شده بودند.

دروازه ملل همچنین دارای چندین ستون بوده است که یکی از ستون های آن سالم ترین ستونی است که در تخت جمشید باقی مانده است که البته به تکه هایی شکسته شده بود که دوباره سرهم شده است. این ستون ها به وضوح نشان می دهند با تالاری باشکوه که سقف داشته است روبرو هستیم. سر ستون های این تالار به شکل اسب ها و یا شیر هایی هستند که پشت به پشت هم قرار گرفته اند. همه این ستون ها رنگ آمیزی شده بودند و پرچم هایی روی آنها قرار داشته است. گویا در این کاخ مشخصات افرادی که وارد تخت جمشید می شده اند ثبت می شده است. بخش شرقی این کاخ به خیابان سپاهان می رسد که خیابانی برای عبور و مرور سپاهیان بوده است.

کاخ آپادانا

کاخ آپادانا معروف ترین کاخ تخت جمشید است که ساخت آن در سال 515 پیش از میلاد آغاز شد و تا 30 سال به طول انجامید. این کاخ از بخش های مختلفی تشکیل شده است که مهمترین آنها تالار اصلی یا همان تالاری است که شاهنشاه بر تخت شاهنشاهی می نشسته است. این بخش 36 ستون عظیم دارد. تعداد ستون های کاخ آپادانا در مجموع به 72 ستون می رسد. سقف کاخ آپادانا 21 متر ارتفاع داشته است. ستون های کاخ آپادانا به رنگ قهوه ای سوخته بوده اند که در میان آنها با طلا تزئین شده بود و از این رو نه تنها فوق العاده زیبا بودند بلکه شکوه خاصی نیز داشتند. یکی از مهمترین بخش های کاخ آپادانا که سالم مانده است پلکان آن است که شرح نقوش آن در بالا رفت. تالار اصلی کاخ آپادانا محل بار عام بوده است و به خصوص در نوروز هر کسی می توانسته به دیدار شاهنشاه برود و همچنین در همین تالار بوده است که نمایندگان سرزمین های مختلف هدایای خود را به پیشگاه شاهنشاه تقدیم می کردند.

 تالار اصلی کاخ آپادانا آنقدر بزرگ است که بیش از 10.000 نفر می توانستند در آن جای گیرند. بر ستون های کاخ آپادانا پرچم ها و درفش های بسیاری آویخته بودند که هر یک نشانی از قدرت شاهنشاهی داشت. آپادانا پرده های زربافت اعلایی داشت که هم اکنون بقایای آنها کشف شده است. کف کاخ آپادانا یکپارچه با فرش های زیبا پوشیده شده بود. سقف کاخ چوبی بوده است و به گونه زیبایی نقاشی شده بود. کاخ آپادانا دارای در های چوبی بوده است که هر یک 18 متر ارتفاع داشتند و با ورقه های طلا تزئین شده بودند. همه اینها کافی بود که کس که وارد این کاخ می شود در برابر شکوه و عظمت آپادانا احساس کوچک بودن کند و به عظمت شاهنشاهی ایران پی ببرد. بر کاخ آپادانا کتیبه هایی بوده است که هم اکنون برخی از آنها باقی مانده است. از جمله این کتیبه ها از زبان داریوش کبیر است که چنین نوشته شده است:

"داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپه از تخمة‍ هخامنشی. داریوش شاه گوید: این است کشوری که من دارم. از جایگاه سکاهایی که آنسوی سغد تا برسد به حبشه، از هندوستان تا برسد به لودیه، آن را اهورامزدا، مهست خدایان، به من بخشیده است. اهورامزدا مرا و این خاندان شاهیم را بپایاد"

کاخ تچر

کاخ تچر به پارسی باستان "خانه زمستانی" معنی می دهد. این کاخ بزرگ و باشکوه به کاخ اختصاصی داریوش کبیر نیز معروف است و در کنار کاخ آپادانا از نخستین بنا های تخت جمشید به شمار می رود. در حال حاضر می توان دانست این کاخ محل استراحت و زندگی شخصی داریوش کبیر بوده است و محلی برای زندگی خانواده او به شمار می امده است. کاخ تچر از جمله کاخ هایی است که بیش از سایر کاخ ها سالم مانده است. دیوار های کاخ تچر با سنگ هایی جلا داده شده تزئین شده بود که امروزه دیگر از آن جلا ها چیزی باقی نمانده است. این کاخ همچنین محل برخی از مهمترین سنگ نگاره های تخت جمشید است از جمله سنگ نگاره نبرد شاه با شیر و دوتا از بهترین سنگ نگاره های نبرد شیر با گاو در این تالار قرار گفته اند. پلکان این کاخ نیز با سنگ نگاره های بسیار زیبایی که سربازان ایرانی را به تصویر می کشد تزئین شده است. سنگ هایی که برای تزئین این کاخ به کار رفته اند چنان جلا داده شده اند که باعث شده اند کاخ تچر با نام تالار آینه نیز شناخته شود.

کاخ تچر نیز مانند دیگر کاخ های تخت جمشید ستون داشته است اما ستون های آن چوبی بوده است و از این رو در آتش سوزی از بین رفته است. بر روی کاخ تچر سنگ نبشته هایی فراوانی موجود است که از مهمترین آنها سنگ نبشته ایوان کاخ است که توسط خشایارشاه نگاشته شده است. متاسفانه پس از ساسانیان و با روی کار آمدن حکومت های اسلامی، سنگ نبشته های بی ارزشی روی این کاخ ایجاد شده که باعث خدشه دار شدن کاخ گردید. یکی از سنگ نبشته های کاخ تچر که توسط اردشیر سوم هخامنشی نگاشته شده است به شرح زیر است:

"خدای بزرگ اهورامزدا است که این جهان را آفریده، که آن آسمان را آفریده، و خوشبختی را آفریده، که مرا، اردشیر، شاه کرده، یگانه شاهی از بسیاری، یگانه فرمانروایی از بسیاری، گوید اردشیر شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشور ها، شاه این سرزمین: من پسر اردشیر (دوم) شاهم، اردشیر شاه پسر داریوش (دوم) شاه بود، داریوش شاه پسر اردشیر (یکم) شاه بود، اردشیر شاه پسر خشایارشاه شاه بود، خشایارشاه شاه پسر داریوش شاه بود، داریوش شاه پسر ویشتاسپه بود، ویشتاسپه پسر آرشامه، از تخمه هخامنشی. گوید اردشیر شاه: این پلکان سنگی را من ساختم. گوید اردشیرشاه: بادا که اهورامزدا و ایزدمهر مرا بپایند و این کشور را و آنچه را بر دست من کرده شد."

کاخ صد ستون

کاخ صد ستون در دوران شاهنشاهی خشایارشاه بزرگ ساخته شد. این کاخ دومین کاخ بزرگ تخت جمشید پس از کاخ آپادانا است. کاخ صد ستون دارای تالای عظیم با 100 ستون است که در ده ردیف در ده ردیف ساخته شده اند. این کاخ دارای ستون هایی بوده است که با مرمر سیاه تزئین شده بودند و جلای آنها به اندازه ای بود که این تالار عظیم را تالار آینه نیز می نامیدند چرا که به دلیل جلا و درخشش بالای سنگ های کاخ می شد تصویر را در آنها مشاهده کرد. کاخ صد ستون 4600 متر زیربنا دارد. ستون های این کاخ دارای سر ستون هایی به شکل دو سر گاو است و زیر ستون ها نیز به شکل زنگوله ساخته شده بودند. نه تنها ستون ها بلکه کف این کاخ نیز به طول کامل با مرمر سیاه ساخته شده بود. در تمامی دیوار ها و ستون ها طلاکاری های بسیار زیبایی وجود داشته است.

در بخش ابتدایی کاخ می توان سنگ نگاره ای را مشاهده کرد که صد نفر از افسران ارتش ایران را در کنار شاهنشاه به تصویر می کشد. این سنگ نگاره به این موضوع اشاره دارد که همانطور که سقف کاخ صد ستون بر روی صد ستون قدرتمند استوار شده اند، کشور شاهنشاهی نیز با صد تن از سرداران جان بر کف ایرانی استوار شده است. البته عدد صد در این کاخ نمادی از کثرت و است و بدیهی است تعداد سرداران ارتش شاهنشاهی بیش از این تعداد بوده است. این سرداران یک بار از سمت راست و یک بار از سمت چپ در دو سوی ورودی کاخ به تصویر کشیده شده اند. کاخ صد ستون محل برگزاری جشن ها و همچنین در کنار کاخ آپادانا محل برگزاری مراسم بار عام بوده است. در یکی از سنگ نبشته های این کاخ می توان دانست که خشایارشاه کار ساخت کاخ صد ستون را آغاز کرد و فرزندش اردشیر یکم به پایان برد.

کاخ سه دروازه

کاخ سه دروازه محلی برای گردهمایی بزرگان و اشراف پارس و ماد برای شور و مشورت درباره مسائل مهم شاهنشاهی بوده است. از این رو کاخ سه دروازه با نام کاخ شورا نیز معروف است. در این کاخ می توان ستون هایی با سر ستونی به شکل انسان را مشاهده کرد که نشان می دهد این کاخ محلی برای هم اندیشی بوده است. کاخ سه دروازه دارای سنگ نگاره هایی است که در آنها اشراف را نشان می دهد که در حال رفتن به کاخ برای برگزاری جلسات هستند. در این سنگ نگاره ها می توان گل های نیلوفر را در دست افراد مشاهده کرد. گل نیلوفر جایگاهی خاص در فرهنگ هخامنشی داشته است و در واقع نمادی از نیکی و صلح بوده است چنانکه می توان سنگ نگاره شاهنشاهان هخامنشی را در حالی که بر تخت نشسته اند و در کنار عصای سلطنتی گل نیلوفر نیز در دست دارند مشاهده کرد. بخشی دیگر از بزرگانی که در کاخ سه دروازه به تصویر کشیده شده اند یا سیب و یا تخم مرغ رنگ شده در دست دارند که حتی تا امروزه نیز می توان این دو را در سفره هفت سین ایرانی مشاهده کرد.

کاخ خزانه

کاخ خزانه از نخستین کاخ هایی بوده است که در تخت جمشید ساخته شد. کاخ خزانه به دیوار های مستحکم و ضخیم خود معروف است. این کاخ دارای چندین تالار بوده است که از جمله تالار های آن می توان به تالار 99 ستون اشاره کرد. کاخ خزانه در دوران هخامنشیان غرق در طلا بوده است به گونه ای ثروت عظیمی که از مالیات ها و هدایا بدست می آمده در این کاخ قرار می گرفته است. کاخ خزانه همچنین بخش حسابداری شاهنشاهی نیز بوده است و هر پرداخت و دریافتی در آن ثبت می شده است که باید گفت از نخستین نمونه های حسابداری در تاریخ بشر به شمار می آید. این کاخ در جریان حمله به تخت جمشید غارت شد ولی چیزی که بیش از طلا و نقره مهم بوده است برای ما برجای مانده است و آن نیز علم و مدیریت هخامنشیان است.

در این کاخ لوح های گلی کوچکی بدست آمده اند که نخستین فیش های حقوقی جهان به شمار می آیند. در این لوح ها نام فرد یا افراد حقوق گیر، میزان حقوق، بخشی که وی کار می کرده است، مدیر آن بخش و همچنین نام شاهنشاه آورده شده است. برای مثال می توان به لوحی اشاره کرد که در آن فرمان داده شده 11 کارشا معادل یک کیلوگرم نقره به گروهی از منبت کاران و نقاشان که زیر نظر بارات کاما، مدیر ارشد مالی تخت جمشید کار کرده اند و این پرداخت در دوران خشایارشاه بوده است. این فیش های حقوقی را می توان با ساخت دیگر سازه های جهان باستان مقایسه کرد که تنها حقوقی که به کارگران پرداخت می شد شلاق بوده است و بس. در واقع می توان با دیدن این لوح ها به این نتیجه رسید که با وجود اینکه هخامنشیان توانایی این را داشتند که شمار زیادی برده داشته باشند ولی هیچ گاه کسی را به بردگی نگرفتند و در عوض افراد را استخدام می کردند و برای آنها حقوق تعیین می کردند.

همچنین مزایایی نیز وجود داشته است به گونه ای که می توان دید برخی بانوان استادکاری که در تخت جمشید کار کرده اند می توانستند از مرخصی زایمان و نگهداری از نوزاد خود برخوردار شوند که اگر با وضعیت مردم دیگر سرزمین های آن زمان مقایسه شود همچون یک معجزه می ماند. از طرفی با شواهدی که از کاخ خزانه بدست آمده است می توان دانست کارگران و کارمندان تخت جمشید نه تنها حقوق مالی دریافت می کردند بلکه برای آنها جیره غذایی نیز در نظر گرفته شده بود به گونه ای که می دانیم اقلامی مانند گوشت به کارگران داده می شد. از این رو می توان دانست مردم ایران آن دوران مردمی مرفه بوده اند و ثروت عظیمی که از راه مالیات و هدایا به شاهنشاهان هخامنشی می رسید به این صورت به مردم باز می گشت. چنین سبکی از کار حتی تا رنسانس نیز در بسیاری از نقاط جهان وجود نداشت.

کاخ هدیش

کاخ هدیش، کاخ اختصاصی خشایارشاه در تخت جمشید بوده است. ما دقیقا نمی دانیم چرا این کاخ به نام هدیش نامگذاری شده است. اما یافته ها از این قرار است که خشایارشاه نام هدیش را از روی نام همسرش انتخاب کرده است، با این حال در یک کتیبه و پس از اینکه در ابتدا این کاخ را هدیش می خواند، آن را تچر نیز می خواند که همین موضوع باعث گمانه زنی های بسیاری گشته است. از جمله اینکه به نظر هدیش یا تچر گونه خاصی از کاخ بوده باشند و نام اختصاصی یک کاخ نباشند چراکه در کاخ تچر نیز شاهد سنگ نبشته ای هستیم که کاخ با نام "این هدیش" خوانده شده است. کاخ هدیش به کاخ ج چسبیده است و از کاخ سه دروازه و تچر بزرگتر است. در هدیش همان سبک معماری تچر را شاهد هستیم.

کاخ هدیش، کاخ اختصاصی خشایارشاه در تخت جمشید بوده است. ما دقیقا نمی دانیم چرا این کاخ به نام هدیش نامگذاری شده است. اما یافته ها از این قرار است که خشایارشاه نام هدیش را از روی نام همسرش انتخاب کرده است، با این حال در یک کتیبه و پس از اینکه در ابتدا این کاخ را هدیش می خواند، آن را تچر نیز می خواند که همین موضوع باعث گمانه زنی های بسیاری گشته است. از جمله اینکه به نظر هدیش یا تچر گونه خاصی از کاخ بوده باشند و نام اختصاصی یک کاخ نباشند چراکه در کاخ تچر نیز شاهد سنگ نبشته ای هستیم که کاخ با نام "این هدیش" خوانده شده است. کاخ هدیش به کاخ ج چسبیده است و از کاخ سه دروازه و تچر بزرگتر است. در هدیش همان سبک معماری تچر را شاهد هستیم.

پلکان کاخ هدیش نیز به صورت بسیار زیبایی آراسته شده است و می توان افرادی را که هدیه در دست دارند و به سمت کاخ می روند مشاهده کرد. یک پلکان دیگر که آجری بوده است در طول زمان از بین رفته است و تنها پلکان سنگی باقی مانده است. کاخ هدیش بخش های مختلفی داشته که بخش میانی آن یک تالار چهارگوش با 36 ستون بوده است. در بخش شمالی این تالار یک ایوان بزرگ با 12 ستون وجود داشته است. از دیگر بخش های کاخ می توان به اتاق چهار ستونی، اتاق نگهبانان و... اشاره کرد. این کاخ دارای سنگ نگاره ها و سنگ نبشته هایی است که مهمترین سنگ نگاره آن، نقشی از خشایارشاه است که تاج به سر داشته و مهمترین کتیبه این کاخ نیز به کتیبه ای سه زبانه از خشایارشاه اختصاص دارد که متن آن در زیر آمده است.

"خدای بزرگی است اهورامزدا که این زمین را آفرید. آن آسمان را آفرید که مردم را آفرید که شادی را برای مردم آفرید که خشایارشا را شاه کرد یگانه شاهی از شاهان یگانه فرمانداری از فرمانداران بسیار.منم خشایارشا، شاه بزرگ، شاه کشورهایی که دارای ملل گوناگون است، شاه این زمین بزرگ و پهناور، پسر داریوش شاه هخامنشی.به خواست اهورامزدا این بنا هدیش را من ساختم. اهورمزدا با خدایان، مرا و پادشاهی‌ام را و آنچه ساخته‌ام نگاه دارد."

کاخ اختصاصی اردشیر یکم

کاخ اختصاصی اردشیر که با نام کاخ ه نیز شناخته می شود در کنار کاخ هدیش واقع شده است. این کاخ همانطور که از نامش پیداست در دوران اردشیر یکم و به عنوان محلی برای استراحت و زندگی خانوادگی او استفاده می شده است ولی بنای کاخ از دوران خشایارشاه آغاز شد و در دوران پسرش اردشیر یکم به پایان رسید. . این کاخ داری پلکانی بسیار زیباست که بر روی آن نقش و نگاری از سربازان و همینطور نقش و نگاره ای از نبرد شیر و گاو که همان نماد نوروز است به چشم می خورد. این کاخ دارای کنگره هایی به شکل شاخ گاو است. بر روی پلکان این کاخ کتیبه ای از اردشیر یکم وجود دارد که ترجمه آن به شرح زیر است:

"خدای بزرگ است اهورامزدا که آسمان را آفرید،که این زمین را آفرید،که مردم را آفرید،که شادی را از برای مردم آفرید،که اردشیر را شاه کرد.به خواست و تأیید اهورامزدا، این کاخ را که پدرم خشایارشاه بنایش را شروع کرده بود، تمام کردم.باشد که اهورامزدا، مرا و شهریاری مرا و آنچه که من کردم، جاودان دارد."

کاخ ملکه

کاخ ملکه از کاخ های اختصاصی و خانوادگی شاهنشاهان هخامنشی بوده است. کاخ ملکه به تعداد زیاد اتاق های خود شناخته می شود که برای هر یک از اعضای خانواده ساخته شده بود. این کاخ در جنوب تخت جمشید واقع شده است و در حال حاضر از آن به عنوان موزه تخت جمشید استفاده می شود.

آرامگاه اردشیر سوم

سه آرامگاه در تخت جمشید وجود دارد که یکی مربوط به اردشیر دوم و یکی مربوط به اردشیر دوم و دیگری مربوط به داریوش سوم است. آرامگاه اردشیر دوم به همان سبک آرامگاه های نقش رستم که متعلق به شاهنشاهان پیش از او بوده است ساخته شده است با این تفاوت که ضلع پایینی را ندارد. در نمای بیرونی این آرامگاه می توان سنگ نگاره هایی را مشاهده کرد که شاهنشاه را بر روی تختی که توسط ملت های تابع امپراتوری ایران حمل می شود نشان می دهد. شاهنشاه دست راست خود را بلند کرده و کمانی در دست چپ خود دارد و رو به فروهر ایستاده است. داخل آرامگاه دو اتاق وجود دارد که در یکی از آنها صندوق خانه تدفین است که پیکر شاهنشاه در آن قرار داشته است.

نکاتی برای بازدید از تخت جمشید

  • تخت جمشید وسعت زیادی دارد که بخش های زیادی از آن تعداد زیادی پله کوتاه دارند از این رو برای بازدید از آن کفش مناسب بپوشید.
  • بسیاری از بخش های تخت جمشید با شیشه از دسترس خارج هستند ولی ستون هایی هستند که چیزی اطراف آنها نیست. از دست زدن به هر بخش جدا خودداری کنید.
  • برخی زمان ها ممکن است بخش هایی از تخت جمشید بسته باشد بنابراین برای بازدید از تمامی کاخ ها بهتر است پیش از سفر اطلاعات لازم را کسب کنید.
  • برای رسیدن به تخت جمشید می توانید از تاکسی و یا اتوبوس استفاده کنید.

ایران / شیراز /

جدیدترین ها

جدیدترین ها

قدیمی ترین ها

بیشتربن محبوبیت

کم ترین محبوبیت

جدیدترین ها

جدیدترین ها

قدیمی ترین ها

بیشتربن محبوبیت

کم ترین محبوبیت

برسی امکانات

دسته بندی ها

تاریخی

ارگ

دروازه

قلعه

کاخ

کتیبه

" "

<" ">

. . .
<" ">

نسخه آزمایشی