کتیبه بیستون یادگار داریوش بزرگ بر کوه بیستون کرمانشاه است. این کتیبه در دوران وی و برای گرامیداشت پیروزی هایش بر شورشیان و برگرداندن ثبات و امنیت به کشور شاهنشاهی ایران بر دل کوه حک شده است. کتیبه بیستون مهمترین متن بر جای مانده به خط میخی است و از سویی مهمترین متن درباره دوره ایران هخامنشی محسوب می شود. این کتیبه همچنین از نظر نقش و نگاره هایش از زیباترین و استادانه ترین کتیبه هایی محسوب می شود که از دوره هخامنشی بر جای مانده است. کتیبه بیستون ارتفاعی برابر با 7 متر و 80 سانت و طولی برابر با 22 متر دارد. کتیبه شامل دو بخش سنگ نبشته و سنگ نگاره می شود. در ادامه با ما همراه باشید تا با نگاهی به کتیبه بیستون بیشتر با این اثر مهم تاریخی آشنا شویم.

کتیبه بیستون به چه وقایعی اشاره دارد؟

شاهنشاهان هخامنشی در کتیبه هایشان معمولا به معرفی خود به عنوان فرمانروای ایران زمین و دیگر کشور ها بسنده می کردند ولی کتیبه بیستون وضعیت متفاوتی دارد. در این کتیبه شاهنشاه داریوش بزرگ هخامنشی نه تنها خود را معرفی کرده است بلکه شرح کاملی از وضعیت امپراتوری و مقابله با شورش های اوایل به سلطنت رسیدنش را بیان می کند. اما ماجرا چیست؟ شاهنشاه کامبیز هخامنشی (کمبوجیه)، فرزند کوروش کبیر، برادری دوقلو به نام بردیا داشت. در زمان به دنیا آمدن این دو برادر، یک علامت بر روی کامبیز گذاشتند تا مشخص شود او بزرگ تر است چرا که ساعاتی زودتر به دنیا آمده بود و از این رو پس از کوروش بزرگ، کامبیز به تخت شاهنشاهی ایران تکیه زد. کامبیز در دوران حکومت خود به مصر لشکرکشی نمود این کشور باستانی و قدرتمند را به خاک ایران ضمیمه کرد. زمانی که شاهنشاه در حال بازگشت از مصر به پاسارگاد بود در میان راه بیمار شد و درگذشت. برخی نوشته اند کامبیز شاه پیش از عزیمت به مصر، برادرش بردیا را کشت تا مباد در غیاب او ادعای سلطنت کند.

با این حال محتمل است که شاهپور بردیا توسط شخصی به نام گئومات که از موبدان دربار بوده است کشته شده باشد. پس از اینکه گئومات بردیا را کشت، و از آنجا که شباهت زیادی به او داشت، خود را بردیا جا زد و اینچنین به تخت نشست. (از آنجا که اگر کمبوجیه، بردیا را به قتل رسانده بود در طول مدت زیادی که در مصر بود، بسیاری در ایران از درگذشت بردیا آگاه می شدند و طبیعتا کسی نمیتوانست خود را به عنوان شخصی که همه میدانند مدتهاست مرده است جا بزند. از این رو به احتمال زیاد بردیا توسط گئومات کشته شده باشد). اندکی از به تخت نشستن گئومات نگذشته بود که داریوش کبیر به همراه بزرگان پارس و ماد بر او شوریدند و او را از تخت به زیر کشیده و کشتند. از آنجا که در آن زمان داریوش، رئیس خاندان هخامنشی و بزرگ پارس ها بود (با وجود اینکه پدرش ویشتاسب هنوز زنده بود) و از سویی عمو زاده کوروش کبیر محسوب می شد، با تایید بزرگان پارس و ماد که در شوریدن بر گئومات با او همراه بودند، داریوش بزرگ تاج شاهنشاهی ایران را بر سر گذاشت.

با به تخت نشستن داریوش بزرگ شورشی در بسیاری نقاط شاهنشاهی به وقوع پیوست. اما دلیل این شورش ها چه بود. ابتدا اینکه برخی مردم و حاکمان واقعا باور کرده بودند گئومات همان بردیا، فرزند کوروش بزرگ است و طبیعتا حق سلطنت پس از کامبیز که فرزندی نداشت باید به پسر دیگر کوروش بزرگ یعنی بردیا می رسید. اینچنین برخی مردم و حاکمان در واقع به طرفداری از فرزند کوروش کبیر برآمدند و گمان کردند داریوش، بردیا را به قتل رسانده است و به جای او به تخت نشسته است. دیگر دلیل شورش برخی سرزمین ها، استقلال طلبی آنها بود که نمونه اش بابل می باشد. برخی در این سرزمین ها گمان می کردند اوضاع دربار پاسارگاد به هم ریخته است و زمان خوبی برای مستقل شدن از شاهنشاهی است و اینگونه سر به شورش گذاشتند. نهایتا داریوش بزرگ با تدابیر و البته با جنگ تمامی این شورش ها را خواباند و اینچنین در مدت کوتاهی قلمرو شاهنشاهی ایران از کوه های هیمالیا تا صحرای آفریقا بار دیگر یکپارچه شد. این خلاصه ای از رویدادی است که در کتیبه بیستون روایت شده است.

سنگ نگاره بیستون

سنگ نگاره بیستون را می توان یکی از مهمترین سنگ نگاره های برجای مانده از دوران هخامنشی دانست. در این سنگ نگاره شاهد سه بخش هستیم. اول نشان فروهر در بالا، سپس داریوش بزرگ که دستش را به سوی فروهر بلند کرده است و سپس اسرا و سربازان. فروهر نمادی باستانی است و در پارسه نیز نقش شده است. ما دقیقا نمیدانیم فروهر چه معنا و مفهومی داشته است و انتصاب آن به دین مزدیسنا درست نیست هر چند فردی که میان آن است به احتمال زیاد اهورامزدا است. با این حال چیزی که از سنگ نبشته ها بر می آید و یافته های باستان شناسی باعث می شوند بتوانیم حدس بزنیم فروهر نمادی از فره ایزدی بوده است. فره یا فر ایزدی به این معناست که شاهنشاه ایران به نوعی نماینده اهورامزدا بر روی زمین بوده است و خداست که او را به سلطنت رسانده است.

فره ایزدی و دریافت سلطنت از خداوند را به وفور در سنگ نبشته های هخامنشی و به طور ویژه در کتیبه بیستون مشاهده می کنیم به گونه ای که داریوش شاه بارها در این کتیبه و دیگر کتیبه هایش تاکید می کند که این شاهنشاهی را از اهورامزدا دارد. بالا بردن دست به سوی فروهر نیز به نظر به معنای دریافت فره ایزدی باشد. در این سنگ نگاره اهورامزدا که در میان حلقه ای با دو بال به تصویر کشیده شده است تاجی با پرتو های نور خورشید بر سر دارد. خداوند در این نگاره دست راست خود را به سوی شاهنشاه دراز کرده است تا و دیهیمی نیز در دست چپ دارد که در حال دادن آن به داریوش بزرگ است. اهورامزدا همچنین با ریشی بلند و مستطیل شکل به تصویر کشیده شده است که به نظر نمادی از دانایی او باشد. اهورامزدا خود در میان یک حلقه قرار دارد و از سویی حلقه شاهی را نیز به داریوش شاه می دهد که این موضوع به نظر نمایانگر این است که خداوند خود قدرت است و گوشه ای از قدرت خود را به داریوش بزرگ تفویض کرده است.

بخش بعدی سنگ نگاره کتیبه بیستون خود شاهنشاه داریوش بزرگ است. شاهنشاه در این سنگ نگاره با قدی 180 سانتی متری به تصویر کشیده شده است که البته به نظر نمی رسد قد شاهنشاه و دیگر افراد در تصویر برگرفته از قد واقعی آنها باشد چرا که برخی افراد در این سنگ نگاره حتی 120 سانت قد دارند که مشخصا واقعی نیست. در میان تمام افراد حاضر در سنگ نگاره داریوش بزرگ، بلند ترین قد را دارد که نه تنها نشان از بدن برومند وی دارد بلکه نشانی از سیطره و سلطه وی بر دیگران دارد. شاه شاهان در این سنگ نگاره تاجی کنگره دار به سر دارد که پارس ها به آن "سیداریس" می گفتند و یونانیان آن را "تیار" می نامیدند. این تاج از جنس طلا بوده است که با الماس و یاقوت تزئین شده بود. این تاج با تاج های دیگری که از وی در پارسه دیده بودیم متفاوت است و از این رو گمان می رود این تاج را در هنگام جنگ و نبرد بر سر می گذاشته است و تاج هایی که در پارسه با آنها نقش شده است را در هنگام بودن در کاخ استفاده می کرده است.

شاه بزرگ در سنگ نگاره کتیبه بیستون با حالت خاصی از آرایش مو و ریش به تصویر کشیده شده است. در این نگاره وی مویی بلند دارد که پایین آن بافته شده است و همچنین ریش وی دو بخش تزئین دارد که شامل یک بخش بافته شده در بالا و یک بخش صاف با بافت های ردیفی در پایین است. آرایش خاص ریش شاهنشاه نمایانگر اهمیت ریش در ایران باستان است و چنانکه میدانیم یکی از سخت ترین مجازات ها برای یک فرد خطا کار این بوده است که در ملا عام ریش او را میزدند. لباس شاهنشاه همان لباس اشرافی پارس ها در دوره هخامنشی است که شامل ردایی دو تکه یکی برای پوشش بالاتنه و دیگری برای پوشش پایین تنه بوده است. لباس شاهنشاهان هخامنشی معمولا از جنس ابریشم و به رنگ بنفش بوده است. (رنگ بنفش تا همین قرون اخیر آنقدر به سختی بدست می آمد و به اندازه ای گران بود که تنها ثروتمند ترین مردم که معمولا شاهان و شاهزادگان بودند توانایی استفاده از آن را داشتند.)

با این حال شواهدی مبنی بر استفاده از لباس های قرمز رنگ در میدان جنگ نیز وجود دارد که گویا بعدا علاوه بر میدان جنگ در کاخ ها نیز استفاده می شده است. در مجموع تاریخ نگاران هم عقیده اند که ایرانیان باستان همواره لباس هایی به رنگ های شاد می پوشیدند چرا که بخش عمده ای از سال به جشن ها اختصاص داشت و از این رو پوشیدن لباس های تیره در فرهنگ ایران باستان جایگاهی نداشت و تنها در موارد بسیار محدودی استفاده می شد. کتیبه بیستون نیز مانند بسیاری از کتیبه ها و نقش برجسته های دوره هخامنشی رنگی بوده است ولی اکنون چیزی از رنگ ها باقی نمانده و صرفا با ذرات میکروسکوپی که از رنگ ها بر جای مانده می توان به رنگ های این اثر پی برد که البته دقیق نیستند چرا که ممکن است برخی ترکیبات رنگ که باعث ایجاد رنگی متفاوت می شده است از بین رفته باشد.

شاه شاهان در کتیبه بیستون در حالی ایستاده که کمانی به دست دارد. اما چرا کمان؟ کمان و کمانداران از اصلی ترین مولفه های قدرت ارتش شاهنشاهی ایران هخامنشی بودند. ایرانیان در آن دوره زبده ترین و ماهر ترین تیر اندازان بودند و از تاکتیک تیر باران دشمن در جنگ استفاده بسیاری می کردند. این مهارت در تیراندازی از مهمترین رموز پیروزی ایرانیان در نبرد ها بوده است. (محل زندگی پارس ها کوهستانی بوده است و از این رو برای شکار به دقت بالایی در تیر اندازی نیاز بوده است، اینچنین بود که پارسیان از همان ابتدا با فن تیر اندازی دقیق آشنا می شدند.) به دست داشتن کمان را در سنگ نگاره های نقش رستم نیز می توانیم ببینیم که نشان دهنده قدرت شاهنشاه و ارتش ایران بوده است. دیگر بخش سنگ نگاره کتیبه بیستون دو مرد پارسی هستند که در پشت سر شاهنشاه ایستاده اند و اولین آنها " ویندفرنا " و دومین آنها "گابریاس" است. این دو نفر جزء هفت نفری بودند که به رهبری داریوش بزرگ گئومات را به زیر کشیدند و سپس در تحکیم سلطنت به شاهنشاه یاری رساندند. ویندفرنا یک کمان به دست دارد و تیردانی را نیز به کمر آویخته است. لباس او از نظر ظاهری همانند لباس شاهنشاه است. گابریاس در پشت ویندفرنا نقش شده و نیزه ای بلند را با دو دست خود نگهداشته است. این دو فرد قدی 150 سانتی متری دارند که با توجه به نسبت ها نمی تواند واقعی باشد و تنها به این منظور چنین قدی دارند که از شاه کوتاه تر و از اسیران بلند تر باشند و اینگونه جایگاهشان مشخص شود.

کسی که در نقش کتیبه بیستون زیر پای داریوش بزرگ افتاده، گئومات است. انداختن شخص نیز پا به معنای در هم شکستن وی بوده است و رسم نقش کردن دشمنان شکست خورده در زیر پای شاهنشاهان ایران تا زمان ساسانیان نیز رواج داشت. افرادی که در برابر شاه شاهان به بند کشیده شده اند، شورشیانی هستند که در اوایل به تخت نشستن داریوش بزرگ بر وی شوریدند. اروپاییانی که در قرون رنسانس از کتیبه بیستون بازدید کردند به دلیل نا آشنایی با تاریخ دوره هخامنشی، عدم توانایی در خواندن خط میخی و در نهایت تمایل به اینکه همه چیز را به کتاب مقدس نسبت دهند، تصور می کردند تمام افراد حاضر در این نقش حواریون مسیح هستند که شمارشان 12 نفر بوده است. همچنین برخی تصور می کردند این افراد 12 سبط بنی اسرائیل باشند. با این حال در قرن بیستم و با رمزشکافی از خط میخی، محققان توانستند هویت افراد حاضر در این سنگ نگاره را مشخص کنند. این افراد از سمت داریوش شاه به سمت راست شامل:

  • آثرین: اولین کسی که در خوزستان بر شاهنشاه شورید.
  • ندئیت بئیر: اولین کسی که در بابل بر داریوش بزرگ شورید.
  • مرتی ی: دومین کسی که در خوزستان بر داریوش شاه شورید.
  • فرورتیش: کسی که ماد ها را بر حکومت مرکزی شوراند.
  • چش ثرتخم: کسی که در ساگارتی بر شاه شورید.
  • وهیزدات: کسی که برخی پارس ها را بر شاهنشاه شوراند.
  • ارخ: دومین کسی که در بابل بر علیه حکومت شورید.
  • فرادا: کسی که در مرو بر شاه شاهان شورید.
  • سکونخا: کسی که سکا ها را بر داریوش شاه شوراند.

هر کدام از این افراد با قد 120 سانتی متری نقش شده اند که به منظور حقیر شمردن آنها در برابر شاه شاهان اینچنین کوتاه هستند. این افراد با لباس محلی خود به تصویر کشیده شده اند و از این رو نه تنها می توانیم آنها را مطابق کتیبه بیستون تشخیص دهیم بلکه نمونه خوبی برای آشنایی با وضعیت پوشش مردم مختلف در دوره ایران باستان به شمار می رود. این افراد به صورتی که دستشان در پشت سرشان بسته است و زنجیر به گردن دارند به تصویر کشیده شده اند که حکایت از اسیر شدن آنها دارد.

متن کتیبه بیستون

کتیبه بیستون دارای پنج ستون است و شاهد طولانی ترین و جامع ترین متنی هستیم که از دوره ایران باستان بر جای مانده است. از آنجا که بیان تمامی متن کتیبه به همراه بررسی آن در این مختصر نمی گنجد، در ادامه خلاصه ای از هر ستون و بررسی مختصر آن را می آوریم.

ستون اول

در ستون اول کتیبه بیستون، شاهنشاه ایران ابتدا خود را معرفی کرده و اصل و نسب خود را که به هخامنش می رسد بیان می دارد. در اینجا داریوش بزرگ می گوید اجدادش تا هخامنش پشت در پشت شاه بوده اند و وی نهمین فرد از سلسله شاهان هخامنشی است. در اینجا لازم به توضیح است که منظور داریوش شاه از این موضوع شاهان پارس و انشان بوده اند چنانکه پس از درگذشت هخامنش، پسرش چیش پیش به سلطنت پارس ها رسید. چیش پیش دو پسر به نام های "آریارمنه" و "کوروش" داشت و پیش از درگذشتش خواست که پس از او قلمرو اش بین دو فرزندش تقسیم شود. از این رو آریارمنه (پدر پدربزرگ داریوش بزرگ) به سلطنت بخش غربی قلمرو پارس ها که پارسوماش نام داشت رسید و کوروش (پدربزرگ کوروش کبیر) به سلطنت بخش غربی که انشان نام داشت رسید.

داریوش بزرگ سپس به معرفی قلمرو شاهنشاهی اش که شامل سرزمین های وسیعی از میانه آسیا تا اروپا می شود می پردازد. وی سپس از دادگری خود سخن به میان می آورد و تصریح میکند که افراد نیک را پاداش داده و افراد هنجارشکن را به سختی مجازات کرده است. شاهنشاه همچنین اعلام می کند این سلطنت و قدرت از اهورامزدا به وی رسیده است. داریوش بزرگ سپس می گوید شاهنشاه کمبوجیه برادری به نام بردیا داشت که پیش از رفتن به مصر او را بکشت. سپس از آنجا که غیبت کمبوجیه در ایران طولانی شد، گئومات نامی خود را بردیا معرفی کرد و تخت را تصاحب کرد. کمبوجیه در بین راه مصر به ایران از دنیا رفت. سپس داریوش کبیر می گوید گئومات در واقع بردیای دروغین بوده است و سلطنت را که در خاندان هخامنشی بوده غصب کرده است.

سپس شاهنشاه در ستون نخست کتیبه بیستون بیان می دارد که کسی جرات مقابله با گئومات را نداشت تا اینکه وی به پارس برگشت (از سفر جنگی مصر که همراه کمبوجیه بود). داریوش شاه می گوید به یاری اهورامزدا و با کمک چند مرد دیگر گئومات و سربازان او را بکشت و اینگونه تخت سلطنت را به خاندان هخامنشی برگرداند. شاهنشاه سپس می گوید که عبادتگاه هایی که گئومات ویران ساخته بود را بازسازی کرد و اموالی که از مردم به زور ستانده بود را به مردم برگردانده است. دیگر اقدام مهمی که داریوش بزرگ در این ستون بیان می کند، یکپارچه ساختن کشور بوده است. شاهنشاه سپس می گوید در این هنگام شخصی به نام "آثرین" در خوزستان شورشی به راه انداخت. سپس شخصی به نام "ندئیت بئیر" نیز در بابل شورش کرد. داریوش کبیر در ادامه ستون نخست کتیبه بیستون می افزاید که برای خاموشی شورش بابل به این سرزمین رهسپار شد. ارتش شاهنشاهی از دجله گذشت و در نبردی سخت نیرو های بابلی را در هم شکست. سپس به سمت شهر بابل رهسپار شد. در میانه راه دوباره جنگی بزرگ رخ داد که باز هم پیروزی با شاه شاهان بود و بابلی ها شکست خورده و برای فرار از دست سپاه داریوش شاه خود را به دجله انداختند که بسیاری غرق شدند.

ستون دوم

سپس شاهنشاه به بابل رسید و پس از مقاومت اندکی بابل سقوط کرد و ندئیت بئیر کشته شد. در زمانی که داریوش بزرگ در بابل بود خبر شورش آشور، ماد، مصر، مرو، پارت، سکاییه و دره رود هیرمند به او رسید. از آنجا که وی نزدیک خوزستان بود رو به این سرزمین نهاد ولی پیش از رسیدن شاه و لشکرش، مردم خوزستان کسی که بر علیه حکومت شورش کرده بود و "مرتی ی" نام داشت را گرفتند و کشتند و اینچنین شورش او پیش از رسیدن شاهنشاه، خوابید. شخصی که در ماد بر داریوش شاه شوریده بود، فرورتیش نام داشت و خود را از نوادگان هوخشتره، شاه بزرگ ماد ها معرفی کرد. از این رو برخی سربازان مادی که در سپاه هخامنشی بودند به فرورتیش پیوستند. در این زمان ارمنستان سر به شورش برداشته بود و شاهنشاه سپاهی به فرماندهی یکی از سردارانش به نام دادارشی به ارمنستان فرستاد و اینگونه شورش ارمنستان فرونشست. ولی ارمنی ها دوباره شورش کردند و برای بار دوم جنگ در گرفت و ارتش شاهنشاهی پیروز شد. سپس ارمنی ها برای سومین بار شوریدند که باز هم شکست خوردند و لشکریان هخامنشی به فرمان دادارشی پیروز شدند. سپس شاهنشاه دادارشی را فراخواند و دیگر سردارش به نام وارمیس را به ارمنستان فرستاد. ارمنی ها برای چهارمین بار شوریدند ولی باز هم پیروزی با سپاه هخامنشی بود. سپس ارمنی ها برای پنجمین بار شوریدند و برای پنجمین بار نیز شکست خوردند و ارتش شاهنشاهی ایران به فرماندهی وارمیس بر ارمنی ها چیره شد. وارمیس در ارمنستان ماند تا اینکه داریوش کبیر به ماد رسید.

داریوش شاه گوید از بابل به سوی ماد رهسپار شد تا با فرورتیش بجنگد. فرورتیش سپاهی گران گردآورده بود ولی ارتش شاهنشاهی ایران به فرماندهی خود داریوش بزرگ توانستند لشکریان ماد به فرماندهی فرورتیش را در هم شکنند. فرورتیش پس از شکست به رگا (ری) فرار کرد ولی شاهنشاه سوارانی در پی او فرستاد که او را دستگیر کرده به هگمتانه (همدان) آوردند. فرورتیش و همدستانش به جرم خیانت به اعدام محکوم شدند. سپس شاهنشاه در کتیبه بیستون می افزاید شخصی به نام "چی ثرتخم" بر حکومت یاغی شد و شورشی را در ساگارتا به راه انداخت. شاهنشاه سپاهی به فرماندهی "تخمس پاد" به سارگاتا فرستاد و پس از جنگی که میان دو سپاه درگرفت ارتش ایران پیروز شد. چی ثرتخم دستگیر شد و به سوی شاهنشاه که در آن زمان در اربل (اربیل کنونی) بود فرستاده شد و در آنجا به جرم خیانت اعدام شد. سپس داریوش بزرگ در کتیبه بیستون از شورش پارت ها می گوید و می افزاید در این زمان پدرش ویشتاسب حاکم پارت بود ولی عده ای مردم را تحریک کردند و بر او شوریدند و از این رو مجبور شد با اندکی سپاهیانی به جنگ با پارت ها بپردازد. با وجود کمی سپاه ویشتاسب، او توانست بر پارت ها غلبه کند ولی با این حال همچنان نبرد بزرگتری با سپاه اصلی شورشیان باقی مانده بود.

ستون سوم

شاهنشاه سپس می گوید سپاهی به یاری پدرش به سمت پارت فرستاد و ویشتاسب نیز با فرماندهی آن سپاه توانست بر لشکریان شورشی غلبه یافته و همه آنها را شکست دهد. سپس خبر می رسد که کسی به نام "فرادا" در مرو بر شاه شوریده است. داریوش شاه گوید سپاهی به فرماندهی دادارشی به مرو فرستاد و توانست بر این شورش نیز غلبه کند. سپس شخصی به نام " وهیزدات" در پارس سر به شورش برداشت که شورشی بس خطرناک بود. وهیزدات خود را بردیا فرزند کوروش بزرگ خواند و از این رو بسیاری از پارسیان جانب او را گرفتند به گونه ای که حتی سربازان کاخ داریوش بزرگ نیز به سپاه وهیزدات پیوستند. در این زمان شاهنشاه به همراه سپاهیانش در محلی به نام رخا به جنگ وهیزدات رفت و در این جنگ پیروز شد. پس از جنگ وهیزدات گریخت و به جایی به نام پئیشی رفت و تجدید قوا کرد. در جنگی که دوباره در گرفت باز هم پیروزی با شاهنشاه داریوش بزرگ بود و وهیزدات شکست خورد و پس از دستگیری به جرم خیانت به دار آویخته شد.

قائله وهیزدات به اینجا ختم نشد و او پیش از شکستش لشکری از "رخج" فرا خوانده بود. این لشکر پس از شکست وهیزدات و اعدام او به پارس رسید و با سپاه داریوش شاه جنگید ولی باز هم پیروزی با شاهنشاه بود. سپس سپاهی دیگر به خونخواهی وهیزدات گرد آمدند و اینچنین دوباره جنگی درگرفت که باز هم سپاه هخامنشی پیروز شد. زمانی که شاهنشاه در پارس بود شخصی از اهالی ارمنستان به نام "ارخ" در بابل خود را به نام " نبوکدرچر" و از نوادگان نبونید (پادشاه قدیم بابل) خواند و اینچنین مردم را بر ضد شاهنشاه شوراند. شاهنشاه سپاهی به فرماندهی سردار "ویندفرنا" به جنگ بابلیان فرستاد و او توانست لشکریان ارخ را در هم بشکند. ارخ اسیر شد و به فرمان شاهشناه دار زده شد.

ستون چهارم

در ستون چهارم کتیبه بیستون شاهنشاه بیان می دارد که در همان یک سال ابتدای سلطنتش 19 جنگ پیش آمد و 9 شاه خود خوانده را شکست داد و به اسارت در آورد. شاهنشاه سپس تاکید می کند آنچه بر این کتیبه نقش بسته حقیقت است و مبادا کسی آن را دروغ پندارد. سپس پند می دهد که مردم از دروغگویان دروی بجویند و کسی را کی می بینند دروغ می گوید مجازات کنند. شاهنشاه داریوش بزرگ می افزاد از آن جهت اهورامزدا مرا یاری کرد که پلید نبودم، دروغگو نبودم، تبهکار نبودم، به راستی رفتار کردم، به توانا و ناتوان زور نگفتم. سپس شاهنشاه دوباره تاکید می کند کسانی که پس از وی به تخت خواهند نشست و مردم از دوستی با دروغگویان دوری کنند. شاهنشاه داریوش بزرگ سپس به توصیه می کند که این نوشته (کتیبه بیستون) را حفظ کنید تا مبادا تباه شود. سپس شاهنشاه می گوید اگر این نبشته ها و پیکره ها را ببینی و به آنها آسیب نرسانید اهورامزدا دوست و یاورتان باشد، زندگی تان دراز باشد و پر از خوبی باشد. سپس می افزاد اگر این نوشته ها و پیکره ها را تباه سازی اهورامزدا تو را تباه کند. شاهنشاه سپس به معرفی شش تن از بزرگان پارسی که در به زیر کشیدن گئومات به او یاری رساندند می پردازند. این افراد شامل:

  • گبریاس: از بزرگترین سرداران دوران کوروش بزرگ که در فتح بابل همراه شاهنشاه بود.
  • هوتن: وی که با نام اوتانس نیز شناخته می شود برادر کاساندان، همسر کوروش بزرگ، بود.
  • مگابیز: که به نام بَگَبوخشَه نیز شناخته می شود از سرداران داریوش بزرگ و فرمانده سپاهیان ایران در بخش اروپایی شاهنشاهی.
  • ویدرنا: که با نام هیدرانس نیز شناخته می شود از سرداران داریوش بزرگ و بعدا خشایارشاه بود.
  • ویندفرنا: وی که با نام اینتافرنس نیز شناخته می شود از سرداران داریوش بزرگ بود.
  • اردومنش: وی که با نام اسپاتینس نیز شناخته می شود از بزرگان پارسی همراه داریوش بزرگ بود که بر علیه گئومات قیام کردند.

سپس شاهنشاه در کتیبه بیستون تاکید می کند متنی که بر این کتیبه نوشته شده به زبان آریایی است. این متن را بر لوح و چرم نیز نوشته اند و شاهنشاه نیز آن را مهر نموده و به سراسر کشور فرستاده اند تا مردم آگاه شوند چه گذشته است.

ستون پنجم

شاهنشاه در ستون پنجم کتیبه بیستون می گوید در سال دوم و سوم سلطنتش در خوزستان شورش شد و وی نیز گابریاس را با لشکری به خوزستان فرستاد و لشکر شورشیان را شکست داده و خوزستان را مطیع ساخت. سپس شاهنشاه می افزاید خوزی ها بی وفا هستند و اهورامزدا را نمی پرستند. سپس شاهنشاه می افزاید که به سرزمین سکا ها لشکر کشی کرده است و با شکست دادن آنها سرزمینشان را متصرف شده است. شاهنشاه می افزاید که سکا ها نیز بد پیمان بودند و اهورا مزدا را نمی پرستند. در نهایتا شاهنشاه داریوش بزرگ هخامنشی به مردم توصیه می کند اهورامزدا را بپرستید تا در زندگانی و مرگ، برکت و آرامش داشته باشید.

نکاتی برای بازدید از کتیبه بیستون

  • کتیبه بیستون بر فراز کوه قرار دارد و توسط راه پله ای می توان به آن رسید.
  • تقریبا هیچگونه حفاظتی از کتیبه بیستون وجود ندارد پس از مردم فرهنگ دوست انتظار می رود از دست زدن به سنگ نگاره ها و تخریب آنها خودداری کنند.
  • به جز کتیبه بیستون، آثار تاریخی دیگری نیز در کوه بیستون قرار دارد که دیدن آنها نیز خالی از لطف نیست.
  • بیستون در منطقه ای خوش آب و هوا قرار دارد و از این رو در بهار و تابستان هوایی معتدل برخوردار است.

ایران / كرمانشاه / کتیبه بیستون

جدیدترین ها

جدیدترین ها

قدیمی ترین ها

بیشتربن محبوبیت

کم ترین محبوبیت

جدیدترین ها

جدیدترین ها

قدیمی ترین ها

بیشتربن محبوبیت

کم ترین محبوبیت

برسی امکانات

دسته بندی ها

تاریخی

کتیبه

<" ">

. . .
<" ">

نسخه آزمایشی